تبليغاتX
بانک اطلاعات حقوقی مجتبی سرمدیان
جمعه ششم دی 1387
آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي تشخيص و آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي حل اختلاف قانون كار جمهوري ا
  * آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي تشخيص و آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي حل اختلاف قانون كار جمهوري اسلامي ايران

مديرعامل محترم روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران
به پيوست نسخه‌هاي « آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي تشخيص» و « آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي حل اختلاف» ارسال مي‌گردد. خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به چاپ اين ۲ آيين‌نامه در روزنامه رسمي اقدام لازم معمول گردد.

مشاور وزير و مديركل روابط عمومي ـ عليرضا محمدعلي

آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي تشخيص

ماده۱ـ در اجراي ماده (۱۶۴) قانون كار جمهوري اسلامي ايران، نمايندگان كارگران، مديران صنايع و وزارت كار و امور اجتماعي در هيات‌هاي تشخيص براساس اين آيين‌نامه انتخاب و معرفي مي‌گردند.
ماده۲ـ مرجع انتخاب نمايندگان كارگران در هيات‌هاي تشخيص، كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان و مرجع انتخاب نمايندگان مديران كانون انجمن‌هاي صنفي كارفرمايي استان مي‌باشد.
تبصره۱ـ در صـورت فقدان كانون هماهـنگي شوراهاي اسلامي كار استان يا عدم معرفي نمايندگان واجد شرايط مقرر در ماده (۷) اين آيين‌نامه در مهلتي كه توسـط اداره كل كار و امور اجتماعي تعيـين مي‌شود، كانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي كار كشـور مسئول انتخاب و معرفي نمايندگان كارگران در هيات‌هاي تشخيص مي‌باشد.
تبصره۲ـ در صورت فقدان كانون انجمن‌هاي صنفي كارفرمايي استان يا عدم معرفي نمايندگان واجد شرايط در مهلتي كه توسط اداره كل كار و امور اجتماعي تعيين مي‌شود، كانون عالي انجمن‌هاي صنفي كارفرمايي كشور مسئول انتخاب و معرفي نمايندگان مديران در هيات‌هاي تشخيص مي‌باشد.
تبصره۳ـ در صورت فقدان هريك از تشكل‌هاي عالي كارگري و كارفرمايي يا عدم معرفي نمايندگان واجد شرايط در مهلت مقرر در ماده (۳) اين آيين‌نامه، اداره كل كار و امور اجتماعي استان با كسب نظر واحد كار و امور اجتماعي محل نمايندگان كارگران يا مديران را انتخاب مي‌نمايد.
ماده۳ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان بايد حداقل سه ماه قبل از پايان مهلت اعتبارنامه هريك از نمايندگان كارگران و مديران صنايع عضو هيات تشخيص، مراتب را به مرجع انتخاب كننده اعلام كند. مرجع انتخاب كننده نيز موظف است حداكثر ظرف مدت يك ماه از اعلام اداره كل كار و امور اجتماعي استان نمايندگان منتخب را به آن اداره كل معرفي نمايد.
ماده۴ـ مرجع انتخاب كننده موظف است به تعدادي كه اداره كل كار و امور اجتماعي استان اعلام مي‌نمايد، نمايندگان مربوط را انتخاب و معرفي كند. در صورت معرفي كمتر از تعداد تعيين شده براي انتخاب تعداد باقيمانده، حسب مفاد تبصره‌هاي (۱)، (۲) و (۳) ماده (۲) اين آيين‌نامه اقدام مي‌شود.
تبصره ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان با توجه به تعداد هيات‌هاي تشخيص موجود، تعداد نمايندگان كارگران و مديران در آن هيات‌ها را به نحوي تعيين خواهد كرد كه تشكيل جلسات هيات‌ها با حضور همه نمايندگان مذكور ميسر باشد.
ماده۵ ـ در انتخاب نمايندگان كارگران و مديران اولويت با اعضاي تشكل‌هاي كارگري و كارفرمايي مي‌باشد.
تبصره۱ـ درصورت انتخاب نمايندگان كارگران از بين افرادي غير از اعضاي تشكل‌هاي كارگري، آن افراد بايد شاغل و مشمول قانون كار باشند.
تبصره۲ـ نمايندگان مديران ترجيحاً از بين افرادي انتخاب مي‌گردند كه مطابق تعريف ماده (۲) قانون كار، كارگر محسوب نمي‌شوند.
تبصره۳ـ نمايندگان كارگران و مديران در هيات‌هاي تشخيص يك استان ترجيحاً از بين اعضاي تشكل‌هاي كارگري يا كارفرمايي يا افراد شاغل در همان استان انتخاب مي‌شوند.
تبصره۴ـ از هر كارگاه فقط يك نفر را مي‌تواند براي عضويت در هيات تشخيص انتخاب و معرفي نمود.
ماده۶ ـ نمايندگان وزارت كار و امور اجتماعي موضوع بند (۱) ماده (۱۵۸) قانون كار جمهوري اسلامي ايران از بين كارمندان رسمي يا پيماني به پيشنهاد مدير كل كار و امور اجتماعي استان و تاييد معاونت روابط كار و با ابلاغ كتبي عهده‌دار اين سمت مي‌شوند.
ماده۷ـ شرايط عضويت اعضاي هيات‌هاي تشخيص عبارتند از:
۱ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران.
۲ـ داشتن سن حداقل ۲۵ سال تمام.
۳ـ داشتن حداقل مدرك تحصيلي كارشناسي (ترجيحاً حقوق) و يا كارداني روابط كار براي نمايندگان وزارت كار و امور اجتماعي.
۴ـ داشتن حداقل مدرك گواهينامه پايان دوره متوسطه و دو سال سابقه كار تحت شمول قانون كار براي نمايندگان كارگران و مديران صنايع.
۵ ـ آشنايي با قانون كار و مقررات مرتبط با گواهي معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي و موسسه كار و تامين اجتماعي.
تبصره۱ـ نمايندگان كارگران و مديران صنايع كه فاقد مدرك گواهينامه پايان دوره متوسطه مي‌باشند به شرط داشتن حداقل گواهي‌نامه پايان دوره راهنمايي و دو دوره (چهار سال) عضويت در مراجع حل اختلاف مي‌توانند به عضويت هيات تشخيص درآيند.
تبصره۲ـ نمايندگان فعلي كارگران و مديران صنايع در هيات‌هاي تشخيص كه فـاقد شـرايـط بنـد (۴) و تبـصره (۱) مي‌باشند تا پايـان اعتبـارنامه مي‌تـوانند همچنان عضو هيئت تشخيص باشند ليكن انتخاب مجدد آنها منوط به احراز شرايط مذكور مي‌باشد.
تبصره۳ـ مسئوليت تطبيق شرايط افراد معرفي شده براي عضويت در هيات‌هاي تشخيص با اداره كل كار و امور اجتماعي استان مي‌باشد.
ماده۸ ـ معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي با همكاري موسسه كار و تامين اجتماعي و ادارات كل كار و امور اجتماعي استان‌ها و تشكل‌هاي كارگري و كارفرمايي استاني نسبت به برگزاري دوره‌هاي آموزشي لازم براي اعضاي هيات‌هاي تشخيص اقدام مي‌نمايد.
تبصره ـ مدت، موضوعات، محتوا و چگونگي برگزاري دوره‌هاي آموزشي و آزمون‌هاي مربوط براي اعضاي هيات‌هاي تشخيص مطابق دستورالعملي خواهدبود كه توسط معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ابلاغ مي‌شود.
ماده۹ـ مدت اعتبار نمايندگي اعضاي هيات‌تشخيص دو سال بوده و انتخاب و عضويت مجدد اعضاي هيات تشخيص بلامانع است.
تبصره ـ مسئوليت صدور اعتبارنامه برعهده معاونت روابط كار بوده كه مي‌تواند اختيار صدور اعتبارنامه‌ها را به هريك از ادارات كل كار و امور اجتماعي تفويض نمايد.
نحوه تفويض يا سلب اختيار و ساير مقررات مربوط براساس دستورالعملي خواهدبود كه به تصويب معاون روابط كار خواهد رسيد.
ماده۱۰ـ نمايندگان كارگران و مديران صنايع در هيات تشخيص در موارد ذيل عضويت خود را از دست مي‌دهند و حسب مورد نمايندگان جديد براساس اين آيين‌نامه انتخاب و جايگزين مي‌شوند
۱ـ استعفا از عضويت در هيات تشخيص.
۲ـ وفات.
۳ـ راي دادگاه مبني بر محروميت از حقوق اجتماعي.
۴ـ پايان دوره نمايندگي.
۵ ـ اعلام مرجع انتخاب كننده به اداره كل كار و امور اجتماعي استان.
۶ ـ غيبت غيرموجه بيش از سه جلسه متوالي و يا پنج جلسه متناوب، اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي، نقض قوانين و مقررات مربوط، تبعيض، غرض‌ورزي يا روابط غيراداري در اجراي قوانين و مقررات نسبت به‌اشخاص و سوء استفاده از مقام و موقعيت، به تشخيص مديركل كار و امور اجتماعي استان و با هماهنگي مرجع انتخاب‌كننده و تاييد وزارت كار و امور اجتماعي.
۷ـ بازنشستگي يا ساير صور خاتمه قرارداد كار.
۸ ـ خروج از شمول قانون كار جمهوري اسلامي ايران براي نمايندگان كارگران و مديران.
تبصره۱ـ هريك از نمايندگان كارگران و مديران در صورت استعفا بايد رونوشت استعفاي خود را به اداره كل كار و امور اجتماعي استان مربوط تسليم نمايند.
تبصره۲ـ در صورت صدور راي قطعي دادگاه مبني بر محروميت از حقوق اجتماعي در مورد هريك از اعضاي هيات تشخيص، عضو مذكور مكلف است مراتب را بلافاصله به مرجع انتخاب كننده و اداره كل كار و امور اجتماعي استان اطلاع دهد.
ماده۱۱ـ رسيدگي به تخلفات نمايندگان وزارت كار و امور اجتماعي در هيات‌هاي تشخيص مطابق قانون رسيدگي به تخلفات اداري خواهد بود.
ماده۱۲ـ در صورت بروز هرگونه اختلاف در اجراي مقررات اين آيين‌نامه نظر معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي، لازم‌الاجرا خواهد بود.
اين آيين‌نامه در ۱۲ ماده و ۱۵ تبصره در جلسه مورخ ۱۲/۸/۱۳۸۷ از طرف شوراي عالي كار پيشنهاد و در تاريخ ۲/۹/۱۳۸۷ به تصويب وزير كار و امور اجتماعي رسيد و جايگزين آيين‌نامه مصوب ۲۸/۹/۱۳۸۳ مي‌شود.

وزير كار و امور اجتماعي ـ سيدمحمد جهرمي

شماره۹۱۹۱۱ ۲/۹/۱۳۸۷

آيين‌نامه انتخاب اعضاي هيات‌هاي حل اختلاف

ماده۱ـ در اجراي ماده (۱۶۴) قانون كار جمهوري اسلامي ايران نمايندگان كارگران، كارفرمايان و دولت در هيات‌هاي حل اختلاف براساس اين آيين‌نامه انتخاب و معرفي مي‌گردند.
ماده۲ـ مرجع انتخاب نمايندگان كارگران در هيات‌هاي حل اختلاف تشكل كارگري حائز اكثريت استان مي‌باشد.
تبصره۱ـ اداره كل سازمان‌هاي كارگري و كارفرمايي وزارت كار و امور اجتماعي مرجع تعيين تشكل كارگري حائز اكثريت استاني و اعلام آن به اداره كل كار و امور اجتماعي استان مي‌باشد.
تبصره۲ـ در صورت فقدان تشكل كارگري استاني يا عدم معرفي نمايندگان واجد شرايط در مهلت مقرر، تشكل عالي كارگري حائز اكثريت، به ترتيب مندرج در تبصره (۱) مشخص و نسبت به انتخاب نمايندگان كارگران در هيات‌هاي حل اختلاف اقدام و آنان را به اداره كل كار و امور اجتماعي استان معرفي مي‌نمايد.
تبصره۳ـ در صورت فقدان تشكل‌هاي عالي كارگري مذكور در تبصره (۲) يا عدم معرفي نمايندگان واجد شرايط در مهلت مقرر در ماده (۳) اين آيين‌نامه، اداره كل كار و امور اجتماعي استان با كسب نظر واحد كار و امور اجتماعي محل نمايندگان كارگران را انتخاب مي‌نمايد.
ماده۳ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان بايد حداقل سه ماه قبل از پايان مهلت اعتبارنامه نمايندگان كارگران در هيات حل اختلاف، مراتب را به مرجع انتخاب‌كننده موضوع ماده (۲) اين آيين‌نامه اعلام نمايد. مرجع انتخاب كننده نيز موظف است حداكثر ظرف مدت يك ماه از اعلام اداره كل كار و امور اجتماعي استان نمايندگان منتخب را به آن اداره كل معرفي نمايد.
ماده۴ـ مرجع انتخاب‌كننده موظف است به تعدادي كه اداره كل كار و امور اجتماعي استان اعلام مي‌نمايد، نمايندگان مربوط را انتخاب و معرفي كند. در صورت معرفي كمتر از تعداد تعيين شده براي انتخاب تعداد باقيمانده، به ترتيب حسب مفاد تبصره (۲) و (۳) ماده (۲) اين آيين‌نامه اقدام مي‌شود.
تبصره ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان با توجه به تعداد هيات‌هاي حل اختلاف موجود، تعداد نمايندگان كارگران در آن هيات‌ها را به نحوي تعيين خواهدكرد كه تشكيل جلسات آن هيات‌ها با حضور همه نمايندگان مذكور ميسر باشد.
ماده۵ ـ نمايندگان كارگران در هيات‌هاي حل اختلاف از بين كارگران شاغل عضو تشكل‌هاي كارگري و يا ساير كارگران شاغل در همان استان انتخاب مي‌شوند.
تبصره۱ـ تشكل كارگري حائز اكثريت به منظور بهره‌گيري از آراي بيشتر كارگران از ساير تشكل‌هاي كارگري استان نيز براي انتخاب و معرفي نمايندگان كارگران در هيات‌هاي حل اختلاف دعوت به عمل مي‌آورد.
تبصره۲ـ از هر كارگاه فقط يك نفر را مي‌توان براي عضويت در هيات حل اختلاف انتخاب و معرفي نمود.
ماده۶ ـ شرايط عضويت نمايندگان كارگران و كارفرمايان در هيات حل اختلاف عبارتند از:
۱ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران.
۲ـ داشتن سن حداقل ۳۰ سال تمام.
۳ـ تاهل.
۴ـ داشتن حداقل مدرك كارشناسي و چهار سال سابقه كار تحت شمول قانون كار.
۵ ـ شمول قانون كار جمهوري اسلامي ايران.
۶ ـ آشنايي با قانون كار و مقررات مرتبط با گواهي وزارت كار و امور اجتماعي.
تبصره۱ـ نمايندگان كارگران و كارفرمايان كه فاقد مدرك كارشناسي مي‌باشند به شرط داشتن حداقل مدرك گواهي‌نامه پايان دوره متوسطه و دو دوره (چهار سال) عضويت در مراجع حل اختلاف مي‌توانند به‌عضويت هيات حل اختلاف درآيند.
تبصره۲ـ نمايندگان فعلي كارگران و كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف كه فاقد شرايط بند (۳) و (۵) و تبصره (۱) مي‌باشند تا پايان اعتبارنامه مي‌توانند همچنان عضو هيئت حل اختلاف باشند، ليكن انتخاب مجدد آنها منوط به احراز شرايط مذكور مي‌باشد.
ماده۷ـ معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي با همكاري موسسه كار و تامين اجتماعي و ادارات كل كار و امور اجتماعي استان‌ها و تشكل‌هاي كارگري و كارفرمايي استاني نسبت به برگزاري دوره‌هاي آموزشي لازم براي نمايندگان كارگران و كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف اقدام مي‌نمايد.
تبصره ـ مدت، موضوعات، محتوا و چگونگي برگزاري دوره‌هاي آموزشي و آزمون‌هاي مربوط براي اعضاي هيات‌هاي حل اختلاف مطابق دستوالعملي خواهدبود كه توسط معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي ابلاغ مي‌شود.
ماده۸ ـ كليه كارفرمايان كارگاه‌هاي مشمول قانون كار مستقر در هر استان به شرط احراز شرايط مندرج در اين آيين‌نامه مي‌توانند داوطلب نمايندگي كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف همان استان گردند.
تبصره۱ـ در مورد اشخاص حقوقي، مديرعامل يا مدير مسئول و يا يكي از اعضاي هيات مديره با معرفي مديرعامل يا مدير مسئول، به عنوان داوطلب نمايندگي كارفرمايان در هيات حل اختلاف پذيرفته مي‌شود.
تبصره۲ـ وزارتخانه‌ها، موسسات دولتي، موسسات يا نهادهاي عمومي غيردولتي و شركت‌هاي دولتي كه داراي كارگر مشمول قانون كار هستند، چنانچه خود راساً و بدون دخالت پيمانكار از خدمات كارگران مشمول قانون كار استفاده مي‌نمايند، مي‌توانند يك نفر داوطلب از بين مديران يا كاركنان غيرمشمول قانون كار همان دستگاه، صرفاً با معرفي مديرعامل يا بالاترين مقام دستگاه، معرفي نمايند.
تبصره۳ـ در مورد كارفرمايان حقيقي، با رعايت مفاد ماده (۶) اين آيين‌نامه شخص كارفرما مي‌تواند داوطلب نمايندگي كارفرمايان در هيات حل اختلاف شود و چنانچه كارفرمايان متعدد بوده و بيش از يك نفر از يك كارگاه داوطلب گردد، صرفاً يك نفر به ترتيب بر اساس مدرك تحصيلي، سابقه عضويت در مراجع حل اختلاف يا سن، تعيين شده و به عنوان داوطلب پذيرفته مي‌شود.
ماده۹ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان براي انتخاب نمايندگان كارفرمايان در هيات حل اختلاف از طريق آگهي در حداقل يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار استان و در صورت لزوم به همراه ساير روش‌هاي اطلاع‌رساني اقدام مي‌نمايد.
آگهي مذكور بايد شامل شرايط اساسي عضويت در هيات حل اختلاف بوده و هريك از داوطلبان به‌صورت كتبي اعلام آمادگي نمايند.
تبصره۱ـ فرصت اعلام كتبي براي داوطلبان از زمان درج آگهي پانزده روز تعيين شده و داوطلبان علاوه بر اعلام كتبي بايد مدارك مويد كارفرما بودن يا عضويت در هيئت‌مديره را نيز به اداره كل كار و امور اجتماعي استان تسليم نمايند.
تبصره۲ـ اعلام داوطلبي بايد مشخصاً براي عضويت در هيات يا هيات‌هاي حل‌اختلاف مستقر در اداره كل كار و امور اجتماعي يا يكي از واحدهاي تابعه آن اداره كل باشد.
ماده۱۰ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان حداكثر ظرف هفت روز اداري از پايان مهلت مقرر در تبصره (۱) ماده (۹) نسبت به احراز شرايط عضويت داوطلبان نمايندگي كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف موضوع مواد (۶) و (۸) اين آيين‌نامه اقدام و نتيجه را به صورت كتبي به آنان اعلام مي‌نمايد.
تبصره۱ـ در صورت عدم احراز شرايط هريك از داوطلبان دلايل و مستندات مربوط بايد به وي اعلام شود.
تبصره۲ـ معترضين مي‌توانند حداكثر ۳ روز پس از اعلام عدم احراز شرايط اعتراض خود را كتباً به‌اداره كل كار و امور اجتماعي استان تسليم نمايند.
تبصره۳ـ براي رسيدگي به اعتراضات، هياتي مركب از مديركل كار و امور اجتماعي استان يا نماينده وي و يك نفر نماينده كانون انجمن‌هاي صنفي كارفرمايي استان و يك نفر از نمايندگان كارفرمايان عضو هيات‌هاي حل اختلاف همان استان كه بيشترين سابقه عضويت در مراجع حل اختلاف آن استان را دارد تشكيل و به اعتراضات واصله ظرف حداكثر پنج روز اداري رسيدگي مي‌نمايد.
در صورت فقدان تشكل كارفرمايي استاني يكي ديگر از نمايندگان كارفرمايان عضو هيات‌هاي حل اختلاف همان استان به ترتيب فوق، عضو هيات مذكور خواهد شد. تصميمات اين هيات با اكثريت آرا خواهدبود.
ماده۱۱ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان اسامي نهايي داوطلبان نمايندگي كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف را از طريق آگهي در يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار اعلام نموده و از طريق همان آگهي و در صورت لزوم روش‌هاي ديگر اطلاع‌رساني با ذكر زمان و مكان انتخابات، از كليه مديران واحدهاي منطقه براي تشكيل مجمع مديران و انتخاب نمايندگان كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف دعوت به عمل مي‌آورد.
تبصره۱ـ منظور از مديران واحدهاي منطقه، اعضاي هيئت‌مديره و مديران عامل يا مديران مسئول كارگاه‌هاي مشمول قانون كار كه داراي شخصيت حقوقي هستند، مي‌باشد.
تبصره۲ـ هريك از كارگاه‌هاي موضوع تبصره فوق صرفاً مي‌تواند يك نفر از مديران خود را براي شركت در مجمع مديران معرفي نمايد.
تبصره۳ـ هريك از دستگاه‌هاي مذكور در تبصره (۲) ماده (۸) اين آيين‌نامه چنانچه خود راساً و بدون دخالت پيمانكار از خدمات كارگران مشمول قانون كار استفاده نمايد، مي‌توانند بالاترين مقام دستگاه يا مديرعامل يا يكي از اعضاي هيئت‌مديره را حداقل سه روز قبل از تشكيل مجمع و برگزاري انتخابات، براي شركت در مجمع مديران كتباً معرفي نمايند.
تبصره۴ـ احراز وجود كارگران مشمول قانون كار در شركت‌ها يا ساير دستگاه‌هاي موضوع تبصره فوق بر عهده اداره كل كار و امور اجتماعي استان مي‌باشد.
ماده۱۲ـ هريك از مديران واحدهاي منطقه كه تمايل به شركت در مجمع مديران به منظور انتخاب نمايندگان كارفرمايان را داشته باشند، بايد حداقل پنج روز اداري قبل از انتخابات مراتب درخواست خود را همراه مستندات و مدارك مويد شرايط مندرج در تبصره‌هاي (۱)، (۲) يا (۳) ماده (۱۱) اين آيين‌نامه كتباً به اداره كل كار و امور اجتماعي تسليم نمايند.
ماده۱۳ـ انتخاب نماينده كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختلاف با راي كتبي و مخفي حاضران در مجمع مديران واحدهاي منطقه صورت مي‌گيرد. نصاب لازم، اكثريت نسبي آراي حاضران خواهدبود. هريك از انتخاب‌كنندگان مي‌تواند به تعداد نمايندگان موردنياز كه اداره كل كار و امور اجتماعي اعلام مي‌نمايد، راي دهد.
تبصره۱ـ منظور از واحدهاي منطقه واحدهاي مستقر در حوزه استان مربوط مي‌باشد.
تبصره۲ـ اداره كـل كار و امور اجتمـاعي اسـتان با توجه به تعداد هيات‌هاي حل اختلاف استان تعداد موردنياز نمايندگان كارفرمايان در هيات‌هاي حل اختـلاف را به نحوي تعيين مي‌نمايد كه تشكيل هيات‌هاي مذكور با حضور همه نمايندگان كارفرمايان ميسر باشد.
ماده۱۴ـ نظارت بر انتخابات هيات‌هاي حل اختلاف توسط هياتي مركب از نماينده اداره كل كار و امور اجتماعي استان و دو نفر نماينده از بين حاضرين در جلسه مجمع كه خود داوطلب عضويت در هيات حل اختلاف نباشند، به انتخاب مجمع مديران، به عمل خواهد آمد.
تبصره ـ هيات نظارت مكلف است بلافاصله پس از پايان راي‌گيري و شمارش آرا و تنظيم و امضاي صورت‌جلسه، نتيجه انتخابات را اعلام نمايد.
ماده۱۵ـ چنانچه شركت‌كنندگان به چگونگي انتخابات معترض باشند مي‌توانند ظرف سه روز اداري از تاريخ اعلام نتيجه اعتراض خود را با ذكر دلايل كتباً به اداره كل كار و امور اجتماعي استان تسليم و رسيد دريافت نمايند.
تبصره ـ رسيدگي به اعتراضات واصله بر عهده هيات موضوع تبصره (۳) ماده (۱۰) اين آيين‌نامه خواهد بود.
در صورت ابطال تمام يا قسمتي از انتخابات به ترتيب مقرر در اين آيين‌نامه نسبت به تجديد انتخابات اقدام خواهدشد.
ماده۱۶‌ـ مدت اعتبارنامه نمايندگان كارگران و كارفرمايان دو سال بوده و انتخاب و عضويت مجدد اعضاي هيات حل اختلاف بلامانع است.
تبصره ـ مسئوليت صدور اعتبارنامه بر عهده معاونت روابط كار مي‌باشد كه مي‌تواند اختيار صدور اعتبارنامه‌ها را به هريك از ادارات كل كار و امور اجتماعي تفويض نمايد.
نحوه تفويض يا سلب اختيار و ساير مقررات مربوط براساس دستورالعملي خواهد بود كه به‌تصويب معاون روابط كار خواهد رسيد.
ماده۱۷ـ نمايندگان كارگران و كارفرمايان در موارد ذيل عضويت خود را در هيات حل اختلاف از دست داده و حسب مورد نمايندگان جديد براساس اين آيين‌نامه انتخاب و جايگزين مي‌شوند:
۱ـ استعفاء از عضويت در هيات حل اختلاف.
۲ـ وفات.
۳ـ راي دادگاه مبني بر محروميت از حقوق اجتماعي.
۴ـ پايان دوره نمايندگي.
۵ ـ اعلام مرجع انتخاب كننده به اداره كل كار و امور اجتماعي استان (در مورد نمايندگان كارگران)
۶ ـ غيبت غيرموجه بيش از سه جلسه متوالي و يا پنج جلسه متناوب، اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي، نقض قوانين و مقررات مربوط، تبعيض، غرض ورزي يا روابط غيراداري در اجراي قوانين و مقررات نسبت به‌اشخاص و سوء استفاده از مقام و موقعيت، به تشخيص مديركل كار و امور اجتماعي استان با هماهنگي مرجع انتخاب كننده و تاييد وزارت كار و امور اجتماعي.
۷ـ بازنشستگي يا ساير صور خاتمه قرارداد كار.
۸ ـ خروج از شمول قانون كار جمهوري اسلامي ايران براي نمايندگان كارگران و كارفرمايان.
تبصره۱ـ هريك از نمايندگان كارگران و كارفرمايان در صورت استعفا بايد رونوشت استعفاي خود را به‌اداره كل كار و امور اجتماعي استان مربوط تسليم نمايند.
تبصره۲ـ در صورت صدور راي قطعي دادگاه مبني بر محروميت از حقوق اجتماعي در مورد هريك از اعضاي هيات حل اختلاف، عضو مذكور مكلف است مراتب را بلافاصله به مرجع انتخاب كننده و اداره كل كار و امور اجتماعي استان اطلاع دهد.
ماده۱۸ـ اداره كل كار و امور اجتماعي استان بايد حداقل سه ماه قبل از پايان مهلت اعتبارنامه نمايندگان كارفرمايان در هيات حل اختلاف اقدامات لازم را جهت انتخاب اعضاي جديد براساس اين آيين‌نامه به عمل آورد.
ماده۱۹ـ انتخاب نمايندگان دولت در هيات حل اختلاف به همان ترتيبي است كه در ماده (۱۶۰) قانون كار جمهوري اسلامي ايران پيش‌بيني شده‌است.
تبصره۱ـ در مواردي كه فرماندار و يا رييس دادگستري محل شخصاً نتوانند در هيات حل اختلاف شركت نمايند لازم است، نماينده فرماندار علاوه بر شرايط مندرج در بندهاي (۱) و (۲) ماده (۶)، داراي مدرك تحصيلي حداقل كارشناسي و نماينده رييس دادگستري محل داراي سمت قضايي باشد.
تبصره۲ـ در صورت غيبت غيرموجه سه جلسه متوالي يا پنج جلسه متناوب فرماندار و يا رييس دادگستري محل و يا نمايندگان آنان موضوع به مقام مافوق اطلاع داده خواهد شد.
تبصره۳ـ چنانچه مدير كل كار و امور اجتماعي استان شخصاً در هيات حل اختلاف شركت ننمايد، نماينده وي بايد همان شرايطي كه براي نمايندگان وزارت كار و امور اجتماعي در هيات‌هاي تشخيص پيش‌بيني شده را حائز باشد.
ماده۲۰ـ رسيدگي به تخلفات نمايندگان دولت در هيات‌هاي حل اختلاف مطابق قانون رسيدگي به‌تخلفات اداري مي‌باشد.
ماده۲۱ـ در صورت بروز هرگونه اختلاف در اجراي مقررات اين آيين‌نامه نظر معاونت روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي، لازم‌الاجرا خواهد بود.
اين آيين‌نامه در ۲۱ ماده و ۳۱ تبصره در جلسه مورخ ۱۲/۸/۱۳۸۷ از طرف شوراي عالي كار پيشنهاد و در تاريخ ۲/۹/۱۳۸۷ به تصويب وزير كار و امور اجتماعي رسيد و جايگزين آيين‌نامه مصوب ۲۸/۹/۱۳۸۳ مي‌شود.
+ نوشته شده در 11:40 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
بررسي پيش نويس «قانون وكالت»- ۱۳۸۷

 بررسي پيش نويس «قانون وكالت»- ۱۳۸۷

آقاي دكتر آذربايجاني، عضو هيات مديره كانون وكلاي دادگستري مركز
جلسات علمي و كاربردي، جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري - مورخ ۲۶/۸/۱۳۸۷
                                       
جلسه علمي و كاربردي مورخ ۲۶/۸/۱۳۸۷ جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري ايران، به موضوع مهم مراحل بررسي «لايحه وكالت» پيشنهادي قوه قضائيه و ادامه رسيدگي در كميسيون حقوقي و قضائي مجلس شوراي اسلامي ايران، اختصاص داشت.

در اين جلسه، آقاي دكتر آذربايجاني از اعضاي هيات مديره كانون وكلاي دادگستري مركز، به بيان مواردي از تغييرات در خصوص امر وكالت در دادگستري، لايحه پيشنهادي قوه قضائيه با مقررات فعلي پرداخت.

ضمن اينكه اكثريت حضار در جلسه، تقاضاي جديت بيشتر اعضاي محترم هيات مديره كانون هاي وكلاي دادگستري به خصوص مركز در اين مورد و ضرورت تدارك و تهيه جلسات بيشتر و حتي سمينارهاي يك يا چند روزه تخصصي در خصوص مسائل وكالت در ايران، نواقص قانون گذاري، شيوه هاي تدوين لايحه جديد در اين حوزه و نظريابي از وكلاي دادگستري و توجه بيشتر مجلس محترم شوراي اسلامي به نظرات متخصصين وكالت در دادگستري، در تهيه لايحه وكالت، درخواست گرديد.

همچنين از طرف آقاي بهمن كشاورز، رئيس اتحاديه سراسري كانون هاي وكلاي دادگستري، كه در جلسه حاضر بودند و آقاي دكتر آذربايجاني، در پايان گزارش، تصريح گرديد كه مسئله تصويب هر گونه قانون در حوزه وكالت، براي آينده صنفي وكلاي دادگستري امر بسيار مهمي است و شايسته است كه كليه وكلاي دادگستري سراسر كشور، با ملاحظه متن لايحه پيشنهادي، هر گونه اظهار نظر يا انتقاد يا پيشنهاد اصلاحي كه در اين خصوص دارند، از طريق ارائه مستقيم به كميسيون محترم حقوقي و قضائي مجلس يا ساير نمايندگان محترم، ويا اعلام و ارسال به هيات مديره كانون هاي متبوع يا اتحاديه، جهت جمع بندي و انعكاس بعدي به كميسيون محترم، اقدام نمايند.

زيرا شيوه فقدان تعامل سازنده با كميسيون حقوقي مجلس و سپس طرح انتقاد هاي بعد از تصويب قانون، با توجه به فرصت فعلي حضور و اظهار نظر و دعوت كميسيون محترم مجلس جهت استماع نظرات جامعه وكالت، شيوه موثري براي امور صنفي نخواهد بود.

به هر تقدير، شرح ذيل، برخي از مهمترين مباحث مطروحه در اين جلسه از طرف سخنران محترم ميباشد.

لايحه وكالت در چند سال قبل، از طرف قوه قضائيه تهيه شد و مقرر بود در مجلس شوراي اسلامي به تصويب برسد. سپس با توجه به اظهارات متعدد از طرف انديشمندان و كانون هاي وكلاي دادگستري، مدتي اين لايحه مسكوت ماند. به هر حال اين لايحه با فراز و نشيب خاص خود، به شكل فعلي در كميسيون حقوقي و قضائي مجلس محترم در حال رسيدگي قرار دارد و تلاش ميشود كه در اين دروه، به تصويب مجلس برسد.

از طرف نمايندگان محترم كميسيون، تلاش وافري به عمل ميآيد كه نظرات كانون هاي وكلاي دادگستري و البته بيشتر كانون مركز، به دليل سهولت دسترسي به كميسيون، براي بررسي اعلام شود. لذا در جلسات هيات مديره كانون با اعضاي محترم كميسيون حقوقي، مسئله اظهار نظر كانون مركز در خصوص لايحه وكالت درخواست شده است.

در خصوص روش همكاري با كميسيون، دو نظر در كانون وجود دارد:
اول، راه حل انفعالي و كناره گيري، كه برخي معتقدند چون حضور كانون ها در مراحل رسيدگي و بررسي ها، به گواهي موارد متعدد قبلي، هيچ نقش مهمي در تصويب مواد نخواهد داشت و توجهي به نظرات پيشنهادي به عمل نخواهد آمد و لذا مصوبه نهايي، همان متني خواهد بود كه مد نظر است و فقط بحث همراهي و تائيد كانون ها، مستمسك قرار خواهد شد.

دوم شيوه، تعامل سازنده، زيرا برخوردهاي انفعالي كه مواردي مثل ماده ۱۸۷ در چند سال گذشته از طرف كانون ها انجام شده است، فايده مثبتي براي جامعه وكالت نداشته است. زيرا به هر تقدير نظرات اصلاحي، منجر به تعديل ميگردد و حتي اگر برخي از موارد اصلاحي مورد پذيرش قرار گيرد، مصوبه نهايي، منفي تر از زمان بدون حضور و همكاري نخواهد بود.

كما اينكه در حوزه سردفتران اسناد رسمي، نيز اين مسئله مشخص گرديد. در اين مورد، حسب ضوابط قانوني براي هر ۱۵۰۰۰ نفر يك دفترخانه پيش بيني شده است و لكن تلاش شد كه براي هر ۵۰۰۰ نفر يك دفترخانه تاسيس شود.

به هر تقدير، نظر اكثريت در كانون وكلا، به خصوص در اين دوره و در پاسخ به تقاضاي كميسيون محترم حقوقي و قضائي مجلس، بر همكاري و ارائه نظرات ارشادي قرار گرفته است.

در خصوص شيوه همكاري نيز، شرايطي مطرح گرديد. از جمله آنكه چون اساس بحث لايحه وكالت، ادغام مشاورين حقوقي ماده ۱۸۷ در جمع كانون هاي وكلاي دادگستري است، كانون با شرط اينكه كليه كساني كه در زمان اعتبار قانون برنامه ۵ ساله توسعه، نسبت به پذيرش آنها اقدام شده است، موافقت داشته باشد. لكن چون چنين تفكيكي نتيجه عملياتي نخواهد داشت و لابد بايد نسبت به كليه افراد مشاورين حقوقي اتخاذ تصميم شود، لذا مبحث فوق نيز، منتفي ميباشد. لذا كانون وكلاي دادگستري ناچار است كه نسبت به تعيين تكليف كليه مشاورين حقوقي، اقدام شود.

اما در ماهيت مسئله، نكته حائز اهميت در اين است كه در اين دوره، اعضاي محترم كميسيون حقوقي و قضائي مجلس، آماده استماع و پذيرش نظرات منطقي هستند. لذا غرض از جلسه نيز اعلام اين مسئله است. وكلاي دادگستري در كشور، اغلب مورد اعتماد مسئولين و نمايندگان محترم مجلس هستند و لذا تقاضاي ما اينست كه با اطلاع از متن لايحه و در پاسخ به دعوت كميسيون محترم، همكاران محترم چه به صورت مستقيم به نمايندگان محترم مجلس و چه به صورت غير مستقيم، اعلام به كانون وكلا، نظرات خود را در خصوص لايحه وكالت اعلام نمايند.

متن لايحه فعلي وكالت در ۱۸۷ ماده تنظيم شده است. (خنده حضار و سوال از طرف يكي از حاضرين كه ممكن است تعداد مواد لايحه با مسئله ماده ۱۸۷ برنامه سوم اتفاقي بوده يا ...)

اولين نكته لايحه در اين است كه در اين متن، كليه مصوبات مربوط به وكالت از ۱۳۱۵ به اين طرف، تجميع شده است و بعد از تصويب لايحه، كليه مقررات مربوط به وكالت، ملغي خواهد شد و لايحه جامع وكالت، در دسترس قرار خواهد گرفت.

در مواد ۱ و ۵ و ۲۰ لايحه، تاكيد بر استقلال كانون وكلاي دادگستري شده است. البته در موارد ديگري نيز، تصريح شده كه وكالت در دادگستري مختص وكلاي مجاز است. در تعريف وكلاي مجاز گفته شده است كه هم شامل وكلاي كانون هاي وكلاي دادگستري فعلي هستند (در حال حاضر ۱۷ كانون مستقل در كشور وجود دارد) و دسته دوم افرادي كه از دبيرخانه ماده ۱۸۷ پروانه وكالت گرفته اند. ضمن اينكه بعد از تصويب لايحه، دبيرخانه مذكور، به فعاليت خود، خاتمه خواهد داد.

در ماده ۶ لايحه، اختيار انحصاري صدور پروانه وكالت براي وكلاي مجاز، فقط به كانون هاي وكلاي دادگستري تفويض شده است و فقط افراد داراي پروانه حق وكالت در مراجع مختلف قضائي و حتي شبه قضائي را دارند. البته اين بحث كه در دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت، متهم مي تواند از فهرست وكلاي روحاني مورد تائيد، انتخاب وكيل نمايد، حكم خاصي است كه در لايحه به صورت عام نسخ شده است.

ممكن است بحث شود كه آيا اين لايحه شامل وكلاي موضوع دادگاه روحانيت ميگردد يا خير؟ به نظر مي رسد چون حكم آنها خاص است و مقدم، و با توجه به مرجع تصويب كننده، حكم عام لايحه وكالت، شامل آنها نشود. لكن بهتر است اين مسئله در لايحه تصريح شود.

در تغيير شرايط هيات مديره، اولين تغيير مهم در لايحه پيشنهادي، كاهش سن سابقه وكالت براي داوطلب شدن در انتخابات هيات مديره از ۸ سال به ۵ سال ميباشد. همچنين حداقل سن از ۳۵ سال به ۳۰ سال كاهش پيدا كرده است. لكن شرط اينكه داوطلبان نبايد محكوميت كيفري موثر داشته باشند، به شرايط عضويت هيات مديره، اضافه شده است.

مرجع رسيدگي به صلاحيت اعضاي هيات مديره، كه قبلا دادگاه انتظامي قضات بوده است، به دادسراي انتظامي قضات، تغيير پيدا كرده است.

اعضاي هيات مديره مركز (كانون تهران) از ۱۸ نفر به ۱۷ نفر و مدت دوره هيات مديره به ۳ سال افزايش پيدا كرده است. ضمن آنكه انتخاب رئيس هيات مديره كه در حال حاضر طبق تصميم اعضاي منتخب هيات مديره است، در لايحه پيشنهادي، نفر اول منتخبين هيات مديره، بعنوان رئيس هيات مديره تصريح شده است.

اعلام تخلف انتظامي از طريق رئيس هيات مديره كانون، انجام خواهد شد. بحثي مطرح است كه آيا دادستان انتظامي كانون، حق رسيدگي اوليه به اعلامات انتظامي و شكوائيه هاي غير شخصي را دارد يا خير؟ آيا لازم است در اين موارد رئيس هيات مديره ارجاع بدهد؟ اين مسئله در سابقه كانون، رويه واحد ندارد. لكن در لايحه جديد حق رسيدگي ابتدائي در موارد فوق، توسط دادستان انتظامي قضات، سلب شده است.

انتخاب بازرس در شيوه حاضر، از طريق اعضاي هيات مديره، اقدام ميشود. لكن در لايحه گفته شده است كه از طريق انتخاب مجمع عمومي وكلاي عضو هر كانون، بازرس انتخاب شود. اين روش اهميت و وزن بازرس را افزايش ميدهد.

در حال حاضر اعتراض به تصميمات هيات مديره، در صلاحيت دادگاه انتظامي قضات قرار دارد. در لايحه، مرجع رسيدگي به هر گونه اعتراض به تصميمات هيات مديره هر كانون، دادگاه تجديدنظر استان متبوع ميباشد.

نهاد كانون ملي، مشابه اتحاديه فعلي، پيش بيني شده است. لكن تصميمات كانون ملي براي كليه كانون ها لازم الرعايه خواهد بود. در حال حاضر، ممكن است كانوني، به هر دليل تصميمي به غير از تصميمات اتحاديه را اتخاذ نمايد. كما اينكه در مسئله آزمون امسال اين مسئله مشاهده ميشود. لكن در كانون ملي، مشكلات اين چنيني اتحاديه وجود نخواهد داشت.

در خصوص ارتباط قوه قضائيه با كانون ها، در لايحه موارد متعددي پيش بيني شده است.

ابتدا پيش بيني شده است كه يكي از دادياران ديوان عالي كشور، لازم است در كليه جلسات هيات مديره كانون ملي حضور داشته باشد. به نحوي كه جلسات وقتي رسميت خواهد داشت كه داديار محترم مذكور در آن حضور داشته باشد و بدون حضور نماينده قوه قضائيه، جلسه كانون ملي، رسميت نخواهد داشت.

همچنين يك نفر قاضي براي حضور در جلسات انتخابات هيات مديره ها (كه توسط هيات نظارت اقدام ميشود)، و نيز قاضي منصوب براي انتخابات كانون ملي، تصريح شده است. لكن تاكيد بر مسئله استقلال و هم زمان بحث حضور نمايندگان قوه قضائيه در كانون ها، قابل توجيه نيست.

رئيس كانون ملي، براي شروع فعاليت رسمي خود، نياز به حكم و ابلاغ رئيس محترم قوه قضائيه دارد. هم چنين براي اعضاي شوراي اجرائي كانون ملي، نياز به ابلاغ دستگاه قضائي مي باشد.

در ماده ۴۰ لايحه در خصوص كميسيون كارآموزي يا اختبار گفته شده كه پس از اتمام دوره كارآموزي، لازم است اختبار و تائيد صلاحيت محلي بر اساس نظر هيات مخصوص، شامل سه قاضي بازنشسته يا شاغل با انتخاب رئيس قوه قضائيه با حداقل ۱۰ سال سابقه قضائي و كارشناس ارشد و دو وكيل به انتخاب روساي هيات مديره ها با سابقه ۵ سال وكالت و كارشناسي ارشد، اقدام شود. كه اكثريت اين هيات بعهده نمايندگان قوه قضائيه است.

در ماده ۴۶ لايحه، تشريفات تحليف كه كانون ها در داخل خودشان انجام مي دهند، گفته شده كه پس از آماده شدن پروانه وكالت، تحليف در حضور وزير دادگستري و رئيس دادگستري استان و رئيس كانون يا نواب وي يا دو نفر از اعضاي هيات مديره كانون، سوگند ادا خواهد شد و ذيل آن امضاء ميگردد.

ماده ۱۴۸ – بحث تركيب اعضاي دادگاه انتظامي وكلا – هر كانون مي تواند چند شعبه انتظامي داشته باشد كه رياست با رئيس شعبه اول است. هر شعبه دادگاه انتظامي از يكي از قضات دادگاه پژوهش استان با انتخاب رئيس قوه قضائيه بعنوان رئيس شعبه، و دو نفر از وكلاي پايه يك به انتخاب هيات مديره هر كانون، تشكيل ميگردد. مدت اعتبار احكام نامبردگان سه سال مي باشد. اينكه ملاك صدور حكم، نظر اكثريت است يا اكثريتي كه رئيس عضو آن باشد، لايحه مسكوت است. البته در تشكيلات فعلي، سمت پژوهش استان وجود ندارد، لابد نظرشان تجديدنظر بوده يا تدوين كنندگان به طور كامل مانوس با سمت هاي فعلي قضائي نبوده اند.

ماده ۱۷۵- در صورتيكه رئيس قوه قضائيه، دادستان كل، رئيس يا دادستان انتظامي كانون، ادامه تعقيب انتظامي وكيل يا كارآموزي را به مصلحت ندانند، مي توانند از دادگاه تقاضاي تعليق تعقيب نمايند. همچنين دو سوم از اعضاي هيات مديره نيز ميتوانند تقاضاي تعليق نمايند. دادگاه خارج از نوبت رسيدگي و حكم به تعليق بلافاصله اجرا ميشود.

در تبصره ماده ۳۳ آمده است كه قضاتي كه حوزه عملكرد ايشان كل كشور است، مثل ديوان عالي كشور يا ديوان عدالت اداري، از شمول ماده ۳۱ خارج هستند. ماده ۳۱ اين بحث است كه دارندگان پايه قضائي تا سه سال بعد از بازنشستگي يا قطع رابطه استخدامي، نمي توانند در آخرين ۴ سال حوزه قضائي محل خدمت خود، وكالت نمايند. در حال حاضر، برخي قضات فقط چند روز يا مدت كمي در شغل استثناء شده هستند و لذا اين بحث در كانون ها مطرح است كه ملاك آخرين اشتغال آيا، مشروط به طي دوره مشخصي است يا نه، در اين خصوص لايحه تصريح دارد.

ماده ۳۴ - در خصوص وكالت اتفاقي،كه كميسيون خاصي بر اساس آخرين آئين نامه اقدام مي نمايند، در لايحه تصريح شده است، فقط كسانيكه ليسانس حقوق دارند. كه تاكيد بر كارشناسي حقوق، نكته قابل توجهي است.

ماده ۳۶ – تعيين تعداد كارآموز هر حوزه، كه فعلا كميسيون شامل رئيس دادگستري استان، معاون وي در دادگاه هاي انقلاب و رئيس كانون، مي باشند، به جاي معاون از دادگاه هاي انقلاب، دادستان استان تصريح شده است. البته در تشكيلات فعلي، دادستان كل و دادستان شهرها وجود دارند.

در خصوص آزمون وكالت، تصريح شده است كه بايد در تير ماه هر سال، اقدام شود. مجري آزمون ها، فقط سازمان سنجش آموزش كشور خواهد بود. مدت كارآموزي به يكسال تقليل داده شده است. اعضاي هيات علمي دانشگاه، نصف مدت معمولي، يعني شش ماه كارآموزي خواهند داشت. و دارندگان مدارك دكتري حقوق، از شركت در آزمون معاف هستند.

البته مسائل ديگري نيز مطرح مي باشد كه به دليل كم بود وقت، به موقع مناسب واگذار ميگردد.

خلاصه اظهارات آقاي كشاورز، رئيس اتحاديه كانون هاي وكلاي دادگستري در اين جلسه:

در دوره قبلي هيات مديره، متني از طرف معاونت توسعه قضائي قوه قضائيه، با قيد محرمانه انتشار يافت كه همان زمان، بحث همكاري با قوه قضائيه براي تهيه لايحه وكالت، مورد نظر اكثريت هيات مديره كانون مركز، قرار گرفت.

در اين رابطه جلسات متعددي تشكيل شد و اصلاحات فراواني براي اقدام به قوه قضائيه انعكاس يافت. لذا در آن زمان، متني جديد با همكاري كانون و قوه قضائيه، تهيه گرديد و ظاهرا براي تصويب به مجلس ارسال شد.

سپس در مجلس هفتم، ناگهان اعلام شد كه طرح دو فوريتي، ادغام كانون هاي وكلاي دادگستري در ماده ۱۸۷ تهيه و مطرح شده است، تا طومار كانون ها در قالب ماده واحده، به هم پيچيده شود و كليه مصوبات مورد نياز بعدي از طريق آئين نامه رئيس قوه قضائيه، اقدام گردد.

در زمان رسيدگي علني، مجلس محترم، با توجه به سابقه لايحه پيشنهادي قوه قضائيه و نيز پيشنهاد ساماندهي به امر مشاورين حقوقي ماده ۱۸۷ كه در كانون ها ادغام شوند، طرح دو فوريتي مردود اعلام شد و از كميسيون حقوقي و قضائي درخواست شد كه نسبت به لايحه پيشنهادي و طرح جديد، رسيدگي و اقدام نمايند. البته اين مسئله، مدتي مسكوت مانده بود و گويا بحث لايحه وكالت مورد اشاره، ادامه مسائل مذكور باشد.

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
سايت اطلاع رساني، در اولين فرصت، متن كامل لايحه پينشهادي وكالت را براي اطلاع همكارن محترم، منتشر خواهد نمود و از كليه علاقه مندان و وكلاي دادگستري درخواست ميشود هر گونه اظهار نظر يا پيشنهاد خود را براي انعكاس از طريق قسمت تماس با ما يا به صورت پست الكترونيكي tamas@iranbar.org ارسال نمايند، تا به نام ايشان در صفحه مخصوص، انتشار يابد.


  * لايحه وكالت دادگستري - ۱۳۸۷

باسمه تعالي
لايحه وكالت دادگستري


كليات

ماده ۱ – وكالت دادگستري حرفه اي است مستقل كه با قوه قضائيه در دستيابي به عدالت، حاكميت قانون و تضمين حق دفاع از حقوق و آزادي هاي شهروندان همكاري و مشاركت دارد كه تنها وكلاي مجاز، با استقلال كامل به منظور اقامه دعوا، تامين حق دفاع و آزادي هاي اشخاص به آن مي پردازند.

ماده ۲- وكلاي مجاز كساني هستند كه از كانون هاي وكلاي دادگستري و يا در اجراي ماده ۱۸۷ قانون برنامه پنج ساله سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور از مركز مشاوران حقوقي، وكلا و كارشناسان قوه قضائيه به دريافت پروانه وكالت نايل شده اند.

ماده ۳- وكلاي مجاز مي تواننند با رعايت مقررات اين قانون بدون محدوديت در مراجع قضائي و شبه قضائي به وكالت بپردازند.

ماده ۴- در تمامي مواردي كه به موجب اين قانون انتخاب اشخاصي بر عهده مجامع، شوراها و هيئت ها گذاشته شده است، راي گيري به طور مخفي خواهد بود.


  * بخش اول - كانون هاي وكلاي دادگستري
گفتار نخست – كانون محلي وكلاي دادگستري


ماده ۵- كانون محلي وكلاي دادگستري موسسه ايست مستقل، داراي شخصيت حقوقي و غير دولتي كه در مقر هر دادگاه استان تشكيل ميشود.

ماده ۶- وظياف و اختيارات كانون محلي به قرار زير است:
۱- برگزاري دوره هاي كارآموزي و اعطاي پروانه وكالت به داوطلبان واجد شرايط قانوني:
۲- اداره امور راجع به وكالت دادگستري و نظارت بر اعمال وكلا و كارآموزان:
۳- رسيدگي به تخلفات انتظامي وكلا و كارآموزان بوسيله دادسرا و دادگاه انتظامي وكلا و درخواس تعقيب مرتكبان تخلفات مندرج در اين قانون:
۴- معاضدت قضائي:

۵- برنامه ريزي در جهت ارتقاي سطح علمي و عملي وكلا و كارآموزان و برگزاري دوره هاي آموزشي كوتاه مدت:
۶- ايجاد زمينه هاي لازم براي تبادل افتكار به منظور تامين حق دفاع شهروندان و ساير حقوق و آزادي هاي مطرح در قانون اساسي:

ماده ۷ – كانون محلي وكلاي دادگستري از اركان زير تشكيل مي شود:
۱- مجمع عمومي
۲-هيات مديره
۳- بازرس يا بازرسان

ماده ۸- مجمع عمومي كانون محلي از وكلاي عضو آن كانون كه معلق نشده اند، تشكيل مي شود و وظيفه انتخاب اعضاي هيات مديره و بازرس يا بازرسان را بر عهده دارد.

ماده ۹ – كليه وكلاي پايه يك كه واجد شرايط زير باشند مي توانند نامزد عضويت در هيات مديره يا بازرسي كانون باشند.
۱- داشتن حداقل ۵ سال سابقه وكالت يا ۳ سال وكالت و ۲ سال قضاوت
۲- عدم محكوميت كيفري موثر
۳- عدم محكوميت قطعي انتظامي درجه ۴ و بالاتر در دادگاه انتظامي كانون يا دادگاه عالي انتظامي قضات حسب مورد تا ۱۰ سال بعد از اجراي مجازات انتظامي.
۴- داشتن حداقل ۳۰ سال تمام شمسي.
۵- نداشتن سوء شهرت.

ماده ۱۰- مرجع رسيدگي به صلاحيت نامزدها دادسراي انتظامي قضات مي باشد كه مكلف است ظرف حداكثر دو ماه ضمن استعلام سوابق از مراجع ذي ربط صلاحيت آنها را بررسي و اعلام نظر كند و مراجع ذي صلاح قانوني كه از نامزدها سوابق يا اطلاعاتي دارند در صورت استعلام موظف به اعلام آن مي باشند. اسامي كساني كه رد صلاحيت شده اند بلافاصله به آنها و كانون مربوط اطلاع داده مي شود. نامزدهاي رد صلاحيت شده ظرف پنج روز از تاريخ اعلام نتايج به آنها حق اعتراض در دادگاه عالي انتظامي قضات را دارند. دادگاه ظرف بيست روز راي خود را اعلام ميكند. اين راي قطعي است.

ماده ۱۱- هيات مديره عهده دار اداره تمامي امور كانون است و تعداد اعضاي هيات مديره به ترتيب زير مي باشد:
۱- در كانون هايي كه تا ۱۰۰۰ نفر وكيل داراي حق راي داشته باشند ۵ نفر
۲- در كانون هايي كه از ۱۰۰۱ نفر تا ۲۵۰۰ نفر وكيل داراي حق راي داشته باشند ۷ نفر
۳- در كانون هايي كه از ۲۵۰۱ نفر تا ۴۰۰۰ نفر وكيل داراي حق راي داشته باشند ۹ نفر
۴- در كانون هايي كه از ۴۰۰۱ نفر تا ۶۰۰۰ نفر وكيل داراي حق راي داشته باشند ۱۱ نفر
۵- در كانون هايي كه بيش از ۶۰۰۱ نفر وكيل داراي حق راي داشته باشند ۱۷ نفر

ماده ۱۲- اعضاي هيئت مديره كانون براي ۳ سال با راي جمعي و مخفي اكثريت اعضاي مجمع عمومي كانون انتخاب مي شوند. اعضا نمي توانند براي بيش از دو دوره متوالي در هيات مديره عضويت داشته باشند.
تبصره – يكي از قضات دادگاه پژوهشي استان به انتخاب رئيس كل دادگستري استان به عنوان ناظر در جريان انتخابات هيات مديره حضور دارد.

ماده ۱۳- كسي كه بيشترين تعداد آراء را در انتخابات بدست آورده است رياست هيات مديره را بر عهده خواهد داشت. اعضاي هيات مديره از ميان خود دو نايب رئيس و يك منشي را انتخاب مي كنند، هر كدام از نواب رئيس كه راي بيشتري بدست آورد نايب رئيس اول خواهد بود.

ماده ۱۴- رئيس هيات مديره رياست كانون را بر عهده دارد و نماينده قانوني كانون در كليه مراجع مي باشد و اجراي تصميمات هيات مديره در كليه امور داري و مالي و حقوقي و مانند آن و ميانجيگري در حل اختلافات وكلا با يكديگر و همچنين نظارت عاليه بر اعمال و رفتار وكلاء و كارآموزان و اعلام هر گونه تخلف شغلي آنها به دادسراي انتظامي بعهده وي مي باشد ودر غياب او نواب رئيس به ترتيب عهده دار امور خواهند بود.

ماده ۱۵- مجمع عمومي دو بازرس اصلي و يك بازرس علي البدل براي مدت ۳ سال انتخاب مي كند. بازرسان بايد داراي شرايط عضويت در هيات مديره باشند. نظارت بر تصميمات و اقدامات هيات مديره و حسن جريان امور در كانون بدون دخالت در امور اجرائي با بازرس يا بازرسان است كه در صورت مشاهده خلاف گزارش ماوقع را به مراجع ذي صلاح تسليم مي نمايند. گزارش بازرس يا بازرسان راجع به عملكرد هيئت مديره بايد در جلسه مجمع عمومي قرائت شود.

ماده ۱۶- جلسات هيات مديره با حضور اكثريت اعضاء رسميت مي يابد و تصميمات با اكثريت آراء حاضران اتخاذ مي شود و در صورت برابري آراء راي گروهي كه مشتمل بر راي رئيس كانون باشد معتبر خواهد بود.

ماده ۱۷- عضويت اعضاي هيات مديره و بازرسان در موارد زير زايل مي شود:
۱- فوت
۲- حجر
۳- محكوميت كيفري موثر و انتظامي درجه ۴ و بالاتر
۴- غيبت غير موجه ۴ جلسه متوالي يا ۸ جلسه متناوب در هيات مديره ظرف يكسال
۵- استعفا

ماده ۱۸- در صورت زوال عضويت هر يك از اعضاي هيات مديره يا سمت بازرس يا بازرسان، دارنده ببيشترين تعداد آراء انتخابات، جايگزين وي مي شود. هر گاه كسي كه بتواند جايگزين شود، نباشد و اين امر باعث به رسميت نرسيدن جلسات هيات مديره شود، براي جايگزيني اعضايي كه سمت آنها زايل شده است، نسبت به بقيه مدت، انتخابات برگزار مي شود.

ماده ۱۹- هزينه هاي كانون از محل حق عضويت سالانه و هدايا و كمكهاي مالي مستمر يا ادواري وكلا و كارآموزان و ساير اشخاص و نيز درآمدهاي حاصل از فروش مجلات و نشريات و مواردي كه در ساير قوانين پيش بيني شده است تامين مي شود. تعيين حق عضويت سالانه و تجديدنظر بعدي در آن پس از دريافت گزارش توجيهي رئيس هيئت مديره و تائيد بازرس، با هيات مديره است.

تبصره – وكلاي دادگستري مكلفند معادل يك چهارم تمبر الصاقي به وكالتنامه را بابت هزينه كانون به حسابداري دادگستري پرداخت كنند و حسابداري دادگستري مكلف است در آخر هر ماه مبالغ دريافتي را به كانون وكلاي مربوط بپردازد.

گفتار دوم – كانون ملي دادگستري
ماده ۲۰- كانون ملي وكلاي دادگستري نهادي است غير دولتي وبا شخصيت حقوقي مستقل كه با عضويت تمامي كانون هاي محلي و به منظور ايجاد هماهنگي در اجراي وظايف آنها و نيل به به اهداف زير در تهران تشكيل مي گردد:
۱- ايجاد رويه واحد در اجراي وظائف كانون هاي محلي وكلا
۲- پيشنهاد اصلاح و تغيير قوانين و مقررات وكالت و ساير مقررات به مراجع ذيصلاح.
۳- ايجاد هماهنگي بين كانون هاي عضو در ارتباط با قواي سه گانه.
۴- ارتقاي سطح علمي وكلا و كارآموزان وكالت و تصويب برگزاري دور هاي آموزشي كوتاه مدت توسط كانون هاي محلي و نظارت بر اجراي آن.
۵- سياستگذاري در جهت حمايت از حقوق صنفي وكلاي دادگستري و ارائه طرح هاي لازم بمنظور بهبود وضعيت رفاهي آنها.

۶- هماهنگي و برقراري و توسعه ارتباط كانون هاي عضو با اتحاديه بين المللي وكلا و كانون بين المللي وكلاي دادگستري و كانون هاي وكلاي دادگستري ساير كشورها و مجامع حقوقي بين المللي.
۷- ارائه طرح ها و انجام اقدامات لازم براي تحقق و تامين حقوق دفاعي اشخاص.

ماده ۲۱- اركان كانون ملي عبارتند از:
۱- هيئت عمومي
۲- شوراي اجرائي
۳- بازرسان

ماده ۲۲- هيئت عمومي كانون ملي از نمايندگان هيات هاي مديره كانون هاي محلي تشكيل ميشود. كانون هايي كه تعداد وكلاي آن تا ۵۰۰ نفر است، يك نماينده و كانون هايي كه تعداد وكلاي آن بيش از ۵۰۰ نفر است به ازاي هر ۵۰۰ نفر يك نماينده درهيات عمومي كانون ملي خواهند داشت.

ماده ۲۳- وظايف هيئت عمومي به قرار زير است:
۱- تعيين خط مشي كلي و سياست هاي اجرايي كانون ملي.
۲- تصويب بودجه و تراز نامه و صورت هاي مالي كانون ملي و حق عضويت كانون هاي محلي.
۳- اتخاذ تصميم نسبت به كليه مواردي كه بعنوان اهداف كانون ملي در اين قانون اعلام شده است و بطور كلي، امور مرتبط به جامعه وكالت و كانون هاي محلي اعم از امور مالي و غيره.
۴- انتخاب اعضاي شوراي اجرائي كانون.
۵- انتخاب بازرسان كانون ملي.

ماده ۲۴- هيات عمومي حداقل سالي يك بار تشكيل جلسه مي دهد. جلسات هيات عمومي با حضور دو سوم اعضاي آن رسميت يافته و تصميمات با اكثريت آراي اعضاي حاضر اتخاذ مي شود. در صورت عدم حصول اكثريت لازم جهت رسميت جلسه، جلسه در روز اداري بعد با تعداد نصف اعضا رسميت خواهد يافت.

تبصره – يكي از دادياران ديوان كشور به نمايندگي دادستان كل كشور در تمام جلسات هيات عمومي شركت مي كند و مي تواند از حيث عدم مطابقت مصوبات هيئت عمومي با قانون در دادگاه عالي انتظامي قضات اقامه دعوي نمايد. اين ماموريت مانع از حق اقامه دعوي ساير افراد ذينفع در مرجع مزبور نيست.

ماده ۲۵- هفده نفر از اعضاي هيات عمومي به عنوان اعضاي شوراي اجرائي انتخاب ميشوند. رئيس قوه قضائيه از بين سه نفر نخست حائز بيشترين آراء يك نفر را به عنوان رييس شوراي اجرائي و دو نفر را به عنوان نايب رئيس اول و دوم شورا انتخاب و منصوب خواهد كرد. رئيس شوراي اجرائي رئيس كانون ملي و مجري تصميمات هيئت عمومي و شوراي اجرائي است.

ماده ۲۶- شوراي اجرائي نسبت به كليه امور اجرائي كانون ملي جز موضوعاتي كه در صلاحيت اختصاصي هيات عمومي است از جمله موارد زير اتخاذ تصميم خواهد كرد.
۱- تنظيم دستور جلسات هيئت عمومي.
۲- بررسي پيشنهادهاي كانون هاي محلي و مراجع ديگر كه از طريق كانون ملي يا كانون هاي محلي به شوراي اجرائي ارجاع مي گردد و تهيه گزارش و اظهارنظر در خصوص آنها و ارائه به هيات عمومي.

۳- تدوين ضوابط و دستورالعمل هاي مربوط به تشكيل و شرح وظائف كميسيون ها و امور مالي كانون ملي و كانون هاي محلي و ارائه آنها به هيئت عمومي.

۴- تدوين ضوابط و دستورالعمل هاي خاص و صنفعي از قبيل لباس و علامات مشخصه و تابلوها و سربرگ هاي وكلاي دادگستري و كارآموزان و ارائه آن به هيئت عمومي.

۵- تعيين نماينده جهت شركت در مجامع داخلي و خارجي.

ماده ۲۷- چنانچه هر يك از اعضاي شوراي اجرائي قادر به ادامه وظايف خود نباشند يا شرايط لازم را فاقد شود و يا استعفا نمايد هيئت عمومي كانون ملي در اولين جلسه نسبت به انتخاب و معرفي عضو جايگزين اقدام خواهد كرد.

ماده ۲۸- بازرسان كانون ملي مي توانند ابطال تصميمات هيئت عمومي، شوراي اجرائي و رئيس كانون ملي و هيات مديره و روساي كانون هاي محلي، را كه با قانون و مقررات معارض ميدانند، از هيات عمومي دادگاه انتظامي متشكل از روساي شعب اول دادگاه هاي انتظامي كانون هاي محلي درخواست كنند. در اين صورت، رئيس كانون ملي مكلف است، بلافاصله از اعضاي اين هيئت دعوت و نظر آنان را كسب و اعلام نمايد. تصميم اين هيئت كه با اكثريت آرا اتخاذ ميشود قطعي است. همچنين تمامي تصميمات خلاف قانون هيئت عمومي، شوراي اجرائي و رئيس كانون ملي، از سوي ذي نفع قابل شكايت در دادگاه عالي انتظامي قضات است.

ماده ۲۹- هزينه هاي كانون ملي از محل حق عضويت سالانه كانون هاي محلي كه ميزان آن با توجه به وضعيت و موقعيت هر كانون تعيين ميشود تامين خواهد شد. كانون مي تواند از هدايا و كمك هاي مالي و درآمد حاصل از فروش مجلات و نشريات و ساير محصولات مرتبط و شهريه كلاسهاي آموزشي استفاده كند.

ماده ۳۰- ترتيب دعوت و تشكيل جلسات هيئت عمومي و شوراي اجرايي كانون ملي و مجمع عمومي و هيات مديره كانون محلي و تقسيم كار و وظايف هيات هاي رئيسه، نحوه تصميم گيري و تنظيم صورت جلسات در آئين نامه اجرائي اين قانون تعيين خواهد شد.



  
ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 9:47 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
گزیده ی از قوانین
::قانون ديوان محاسبات كشور و اصلاحات بعدي آن

قانون ديوان محاسبات كشور     مشاهده
قانون اصلاح قانون ديوان محاسبات كشور      مشاهده
قانون اصلاح ماده 44 قانون ديوان محاسبات كشور      مشاهده
قانون الحاق يك ماده به قانون ديوان محاسبات كشور    مشاهده
::آئين‌نامه مجموعه اهداف و وظايف و اختيارات ديوان محاسبات كشور     مشاهده
::قانون آئين‌نامه استخدامي ديوان محاسبات كشور و آئين‌نامه اجرايي ماده 17 آن   مشاهده
:: قانون آئين‌نامه مالي، ‌محاسباتي و معاملاتي ديوان محاسبات كشور     مشاهده
::دستورالعمل تبصره ماده 39 قانون ديوان محاسبات كشور

دستورالعمل تبصره ماده 39 قانون ديوان محاسبات كشور     مشاهده
::قانون محاسبات عمومي    مشاهده
::قانون تفريغ بودجه سالهاي پس از انقلاب و آئين‌نامه اجرايي آن

قانون تفريغ بودجه سالهاي پس از انقلاب     مشاهده
آئين‌نامه اجرايي قانون تفريغ بودجه سالهاي پس از انقلاب     مشاهده
::قانون برنامه چهارم توسعه    مشاهده
::قوانين بودجه سنواتي كل كشور

قانون بودجه سال 1384 كل كشور     مشاهده
قانون بودجه سال 1385 كل كشور    مشاهده
قانون بودجه سال 1386 كل كشور    مشاهده
قانون بودجه سال 1387 كل كشور    مشاهده
 
::قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت و اصلاحات بعدي آن     مشاهده
:: قانون مديريت خدمات كشوري    مشاهده
:: قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت    مشاهده
:: قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين    مشاهده
:: قانون لغو موارد مصرف قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين    مشاهده
قوانين و مقررات كشور در برخي سايتها
+ نوشته شده در 9:40 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
قانون ديوان محاسبات كشور ::

فصل اول - هدف

ماده 1 -هدف ديوان محاسبات كشوربا توجه به اصول مندرج در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران عبارت است از اعمال كنترل و نظارت مستمر مالي به منظور پاسداري از بيت المال از طريق :
الف-كنترل عمليات و فعاليتهاي مالي كليه وزارتخانه ها ، موسسات ،شركتهاي دولتي و ساير دستگاههايي كه به نحوي از انحاء از بودجه كل كشور استفاده ميكنند.
ب- بررسي و حسابرسي وجوه مصرف شده ودرآمدها و ساير منابع تامين اعتبار در ارتباط با سياستهاي مالي تعيين شده در بودجه مصوب با توجه به گزارش عملياتي و محاسباتي مأخوذه از دستگاههاي مربوطه .
ج- تهيه و تدوين گزارش تفريغ بودجهبانضمام نظرات خود و ارائه آن به مجلس شوراي اسلامي .

فصل دوم – وظايف و اختيارات

ماده2- حسابرسي يا رسيدگي كليه حسابهاي درآمد و هزينه و ساير دريافتها وپرداختها و نيز صورتهاي مالي دستگاهها از نظر مطابقت با قوانين و مقررات مالي وساير قوانين مربوط و ضوابط لازم الاجراء
تبصره- منظور ازدستگاهها در اين قانون كليه وزارتخانه ها ، سازمانها ، موسسات ، شركتهاي دولتي وساير واحدها كه به نحوي از انحاء از بودجه كل كشور استفاده مي نمايند و به طور كلي هر واحد اجرايي كه بر طبق اصول 44 و 45 قانون اساسي مالكيت عمومي برآنها مترتب بشود ، مي باشد. واحدهايي كه شمول مقررات عمومي در مورد آنها مستلزم ذكر نام است نيز مشمول اين تعريف مي باشند.

ماده3- بررسي وقوع عمليات مالي در دستگاهها به منظور اطمينان از حصول وارسال صحيح و به موقع درآمد و يا انجام هزينه و ساير دريافتها و پرداختها

ماده4- رسيدگي به موجودي حساب اموال و دارائيهاي دستگاهها

ماده5- بررسي جهت اطمينان از برقراري روشها و دستورالعملهاي مناسب مالي وكاربرد موثر آنها در جهت نيل به اهداف دستگاههاي مورد رسيدگي

ماده6- اعلام نظر در خصوص لزوم وجود مرجع كنترل كننده داخلي و يا عدم كفايت مرجع كنترل كننده موجود در دستگاههاي مورد رسيدگي با توجه به گزارشات حسابرسيها و رسيدگيهاي انجام شده جهت حفظ حقوق بيت المال .

ماده7- رسيدگي به حساب كسري ابوابجمعي و تخلفات مالي و هر گونه اختلاف حساب مامورين ذيربط دولتي در اجراي قوانين و مقررات به ترتيب مقرر در اين قانون

ماده8-

فصل سوم - سازمان وتشكيلات

ماده9- ديوان محاسبات كشور مستقيماً زيرنظر مجلس شوراي اسلامي مي باشد و در امور مالي و اداري استقلال داشته و اعتبار موردنياز آن با پيشنهاد ديوان مذكور پس از تأئيد كميسيون ديوان محاسبات و بودجه مجلس شوراي اسلامي جداگانه در لايحه بودجه كل كشور منظور مي شود . تشخيص ، انجام تعهد و تسجيل هزينه هاي آن با رعايت قوانين ومقررات از وظايف رئيس ديوان محاسبات و يا كساني است كه از طرف وي مجاز به اين امور بشوند.
تبصره- ديوان محاسبات كشور از لحاظ مقررات مالي تابع آئين نامه خاصي خواهد بود كه ظرف مدت 2 ماه از تاريخ تصويب اين اصلاحيه تهيه و با رعايت اصل (74 ) قانون اساسي جهت تصويب به مجلس شوراي اسلامي تقديم مي گردد.

ماده10- مقر ديوان محاسبات كشور در تهران است و در مراكز استانها نيز داراي تشكيلات استان خواهد بود.

ماده11- رئيس ديوان محاسبات كشور پس از افتتاح هر دوره قانون گذاري به پيشنهاد كميسيون ديوان محاسبات و بودجه مجلس شوراي اسلامي و تصويب نمايندگان ملت انتخاب مي شود.
تبصره- بركناري رئيس ديوان محاسبات با پيشنهادكميسيون ديوان محاسبات و با تصويب اكثريت نمايندگان انجام مي گيرد.

ماده12- ديوان محاسبات كشور داراي يك دادسرا و حداقل سه و حداكثر هفت هيأت مستشاري مي باشد . هر هيأت مركب از سه مستشار است كه يكي از آنها رئيس هيأت خواهدبود.

ماده13- دادسراي ديوان محاسبات كشور از يك دادستان و تعداد كافي داديار ويك دفتر تشكيل مي شود.

ماده14- دادستان ديوان محاسبات كشور پس از افتتاح هر دوره قانون گذاري بهپيشنهاد كميسيون ديوان محاسبات و بودجه مجلس شوراي اسلامي و تصويب نمايندگان ملت انتخاب مي شود . بركناري دادستان ديوان محاسبات به پيشنهاد كميسيون ديوان محاسبات و با تصويب اكثريت نمايندگان مجلس خواهد بود.

ماده15- ساير اعضاء و تشكيلات ديوان محاسبات كشور عبارتند از :
الف- چهار معاون
ب- تعداد مشاور لازم
ج- تعداد كافي حسابرس و كارشناس فني
د- مستخدمين اداري

ماده16- انتخاب هيأت هاي مستشاري از طريق زير بعمل مي آيد . رئيس ديوان محاسبات كشور پس از دريافت حكم حداقل اسامي 15 نفر از افراد امين و متدين وكاردانرا حتي الامكان از ميان افراد واجد شرايط ديوان محاسبات كشور به كميسيون ديوان محاسبات، بودجه و امور مالي مجلس پيشنهاد خواهد نمود. كميسيون از بين افراد مذكور حداقل 9نفر را به عنوان اعضاي اصلي هيأت مستشاري و سه نفر را به عنوان اعضاي جانشين انتخاب و به رئيس ديوان محاسبات كشور معرفي خواهد كرد.

تبصره 1- افزايش تعدادهيأتهاي مستشاري ، تعيين رؤساي هيأتها و صدور حكم مستشاران از وظايف رئيس ديوان محاسبات كشور مي باشد .
تبصره 2- در صورت نيازبه افزايش هيأتهاي مستشاري رئيس ديوان محاسبات كشور به ازاي هر هيئت 5 نفر را كه واجد شرايط مذكور در اين ماده باشند ، به كميسيون ديوان محاسبات ، بودجه و امورمالي مجلس معرفي خواهد نمود . كميسيون از ميان افراد پيشنهادي سه نفر را به عنوان عضو اصلي هيئت مستشاري و يكنفر را به عنوان عضو جانشين انتخاب و به رئيس ديوان محاسبات كشور معرفي خواهد كرد.

ماده17- ملغي شد (20/5/1370)

ماده18- رئيس و دادستان و اعضا هيأتهاي مستشاري تا انتخاب و معرفي اعضاءجديد در هر دوره قانون گذاري به كار خود ادامه خواهند داد و انتخاب مجدد آنهابلامانع است .

ماده19- جلسات هيأتهاي مستشاري با حضور سه نفر رسميت خواهد داشت و آراءصادره با اكثريت معتبر است . در مواردي كه عده آنها كمتر از سه نفر باشد به درخواست هيئت از طرف رئيس ديوان محاسبات كشور كمبود از بين مستشاران ساير هيأتها انتخاب ودر رسيدگي و اتخاذ تصميم شركت خواهند نمود .

ماده20- اعضا جانشين موضوع ماده 16 با انتخاب و از طرف رئيس ديوان محاسبات كشور در موارد ذيل به عضويت هيأتهاي مستشاري در خواهند آمد .
1- در مورد فوت يا استعفا يابازنشستگي يكي از اعضا هيأت ها
2- در مواردي كه هر يك از مستشاران به علتي براي مدتي بيش از 4 ماه متوالي از انجام وظيفه بازماند.
تبصره -اعضاء جانشين قبل از اينكه به موجب اين ماده به كاردعوت شوند وظايفي را كه از طرف دستگاههاي مربوط به آنها ارجاع مي شود انجام خواهندداد.

ماده21- دادستان ديوان محاسبات كشور در حدود قوانين و مقررات مالي در حفظ حقوق بيت المال اقدام مي نمايد و در انجام وظايف خود مي تواند به هر يك ازدستگاهها شخصا مراجعه و يا اين ماموريت را به يكي از دادياران محول نمايد.
تبصره 1- هر گاه درمواعد مقرر حساب ماهانه يا سالانه و صورتهاي مالي و هر نوع سند و يا مدرك موردنيازدر اختيار ديوان محاسبات كشور قرار نگيرد ، دادستان ديوان محاسبات كشور موظف است به محض اعلام ، عليه مسئول يا مسئولين امر دادخواست تنظيم و جهت طرح در هيات هايمستشاري به رئيس ديوان محاسبات كشور ارسال نمايد.
تبصره 2- دادستان ديوان محاسبات كشور موظف است به مورد كسري ابوابجمعي مسئولين و موارد مذكور درماده (23) اين قانون و همچنين ساير مواردي كه رسيدگي به آنها در صلاحيت ديوان محاسبات كشور مي باشد ، رسيدگي و پس از تكميل پرونده باصدوردادخواست مراتب راجهت طرح در هيات هاي مستشاري به رئيس ديوان محاسبات كشور اعلام دارد.
تبصره 3- رئيس ديوان محاسبات كشورمكلف است حداكثرظرف ده روزدادخواست دادستان را به هيئتهاي مذكور ارجاع دهد.

ماده22- ديوان محاسبات كشور از لحاظ مقررات استخدامي تابع آئين نامه خاصي خواهد بود كه از طرف ديوان مزبور تهيه و با رعايت اصل 74 قانوناساسي به تصويب مجلس شوراي اسلامي مي رسد و تا تصويب آئين نامه فوق الذكر تابع قانون استخدام كشوري خواهد بود.


فصل چهارم - نحوه كار هيأتهاي مستشاري

ماده23- هيأتهاي مستشاري علاوه بر موارد مذكور در اين قانون به موارد زيرنيز رسيدگي و انشاء رأي مي نمايد.
الف- عدم ارائه صورتهاي مالي ، حساب درآمد و هزينه ،دفاتر قانوني و صورت حساب كسري و يا اسناد و مدارك در موعد مقرر به ديوان محاسبات كشور .
ب- تعهد زائد بر اعتبار و يا عدمرعايت قوانين و مقررات مالي
ج- عدم واريز به موقع درآمد و سايرمنابع تامين اعتبار منظور در بودجه عمومي به حساب مربوط و همچنين عدم واريز وجوهي كه به عنوان سپرده يا وجه الضمان و يا وثيقه و يا نظائر آنها دريافت مي گردد .
د- عدم پرداخت به موقع تعهدات دولت كه موجب ضرر و زيان به بيت المال مي گردد.
هـ- سوء استفاده و غفلت و تسامح درحفظ اموال و اسناد و وجوه دولتي و يا هر خرج يا تصميم نادرست كه باعث اتلاف باتضييع بيت المال بشود.
ي- رسيدگي و صدور رأي نسبت به گزارشهاي حسابرسي و گواهي حسابهاي صادره توسط ديوان محاسبات كشور
و- پرونده هاي كسري ابوابجمعي مسئولين مربوط
ز- ايجاد موانع و محظورات غيرقابل توجيه از ناحيه مسئولين ذيربط دستگاهها در قبال مميزين و يا حسابرسها و سايركارشناسان ديوان محاسبات كشور در جهت انجام وظايف آنان
ح- پرداخت و دريافتهايي كه خلاف قوانين موجود به دستور كتبي مقامات مسئول صورت گيرد.
ط- تائيد و يا صدور رأي نسبت به گزارشات حسابرسان داخلي و خارجي شركتها و مؤسسات و سازمانهاي مربوط
تبصره 1- هيأتها درصورت احراز وقوع تخلف ضمن صدور رأي نسبت به ضرر و زيان وارده متخلفين را حسب موردبه مجازاتهاي اداري ذيل محكوم مي نمايد :
الف- توبيخ كتبي با درج در پرونده استخدامي
ب- كسر حقوق و مزايا حداكثر يك سوم از يكماه تا يكسال
ج- انفصال موقت از يكماه تا يكسال
د- اخراج از محل خدمت
هـ- انفصال دائم از خدمات دولتي
تبصره 2- هيأت ها درصورت احراز وقوع جرم ضمن اعلام رأي نسبت به ضرر و زيان وارده ، پرونده را از طريق دادسراي ديوان محاسبات كشور براي تعقيب به مراجع قضايي ارسال خواهند داشت .
تبصره 3- آراء هيأتهاي مستشاري در موارد بندهاي (الف) و (ب) و (ج) تبصره 1 اين ماده قطعي و لازم الاجرااست و در مورد بندهاي (د) و (ه) در مدت 20 روز از تاريخ ابلاغ در هيأتي مركب از سه نفر از مستشاران كه در پرونده مطروحه سابقه رأي نداشته باشند با تعيين رئيس ديوان محاسبات كشور قابل تجديدنظر مي باشد.

ماده24- هر گاه ثابت شود كه از ناحيه مسئولان بدون سوء نيت ضرري به بيت المال وارد شده است ، از طرف هيأتهاي مستشاري رأي به جبران آن طبق ماده 28 اين قانونصادر خواهد شد و در مورد تخلفاتي كه ناشي از دستور رئيس جمهوري و نخست وزير ووزراء بوده و اثرمالي داشته باشد علاوه بر جبران ضرر گزارش لازم حسب مورد جهت استحضار و اخذ تصميم به مجلس داده خواهد شد.

ماده25- هر گاه ديوان محاسبات كشور ضمن انجام وظايف به يكي از جرائم عمومي برخورد نمايد مكلف است موضوع را از طريق دادستان ديوان محاسبات كشور براي تعقيب به مراجع قضايي اعلام نمايد. اين امر مانع از ادامه رسيدگي مزبور در ديوان محاسبات كشور نخواهد بود.

ماده26- آراء ديوان محاسبات كشور را دادستان و يا نماينده او براي اجرا به دستگاههاي مربوط ابلاغ و نسخه اي از آن را به وزارت امور اقتصادي و دارايي ارسال ودر اجراي آنها مراقبت مي نمايد. در صورتيكه آراء مزبور بلااجرا بماند دادستان ديوان محاسبات كشور موظف است مراتب را به مجلس شوراي اسلامي اعلام نمايد.

ماده27- هيأتهاي مستشاري اسناد و مداركي را كه مورد تقاضاي دادستان ديوان محاسبات كشور باشد در اختيار مشاراليه مي گذارد.

ماده28- آراء هيأتهاي مستشاري ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ به محكوم عليه، از طرف وي و دادستان قابل تجديدنظر است . مرجع تجديدنظر منحصراً به موارد اعتراض رسيدگي و مبادرت به صدورحكم مي نمايد. حكم صادره قطعي است . در صورتيكه راي صادره هيئتهاي مستشاري مستندبه قبول محكوم عليه و دادستان باشد و يا حضوري بوده و ابلاغ نيز واقعي باشد باانقضاي موعد مذكور اين رأي قطعي و لازم الاجرا خواهد بود.
تبصره 1- مرجع رسيدگي به تقاضاي تجديدنظر محكمه صالحه است كه تشكيل ميشود از يكنفرحاكم شرع به انتخاب شوراي قضايي و دو نفر از مستشاران ديوان محاسبات بعنوان كارشناس و به انتخاب رئيس ديوان كه در پرونده مطروحه سابقه رأي نداشته باشند . محل تشكيل محكمه مذكور درتهران خواهد بود.
تبصره 2- در مواردي كه ابلاغ واقعي آراء هيأتها ميسر نباشد و نيز در مورد آراي غيابي با انقضاي موعد مقرردر ماده 28 دادستان ديوان محاسبات مكلف است پرونده را به انضمام رأي صادره و بااظهارنظر به مرجع تجديد نظر مذكور در تبصره يك اين ماده ارسال نمايد. اعلام قطعيت با مرجع تجديدنظر مذكور در تبصره يك اين ماده خواهد بود.

ماده29- تقاضاي اعاده دادرسي در موارد زير قبول ميشود.
الف- در صورتيكه در نوشتن ارقام يا درعمليات حسابداري اشتباهي شده باشد.
ب- در صورتيكه ضمن رسيدگي به ساير حسابها ثابت شود كه اقلامي به حساب نيامده و يا مكرر به حساب آمده است .
ج- هر گاه پس از صدور راي و حكم اسنادي بدست آيد كه محرز شود اسناد مزبور در موقع رسيدگي موجود بوده ليكن به عللي در دسترس نبوده و يا مورد توجه هيأت قرار نگرفته باشد.
د- هر گاه رأي و حكم به استناداسنادي صادر شده كه مجعول بودن اسناد مزبور در مراجع دادگستري به حكم قطعي ثابت شده باشد.
تبصره 1- تقاضاي اعاده دادرسي در محكمه اي رسيدگي و مورد صدور حكم واقع مي شود كه حكم قبلي را صادر نموده است و منحصر به قسمتهايي از حساب است كه مورد تقاضاي اعاده دادرسي واقع شده است .تقاضاي اعاده دادرسي موجب توقف اجراي حكم نيست مگر پس از اخذ تامين مقتضي .
تبصره 2- محكمه مكلف است ظرف يكماه نظر خود را مبني بر قبول و يا رد تقاضاي اعاده دادرسي اعلام نمايد.

ماده30- رسيدگي به پرونده ها در هيأتهاي مستشاري و محكمه تجديدنظر تابع تشريفات آئين دادرسي نبوده و هيأتهاي مستشاري و يا حاكم شرع از طريق دفتر ديوانمحاسبات كشور دستور تعيين وقت رسيدگي خواهند داد . دفتر بلافاصله به هر نحوي كه ابلاغ وقت ممكن باشد، وقت رسيدگي را به اطلاع اشخاصي كه حضور آنان در جلسه رسيدگي لازم است ، مي رساند . هيأت و يا محكمه پس از استماع نظر دادستان و يا نماينده اومبادرت به صدور رأي و يا حكم مي نمايد. ابلاغ آراي هيأتهاي مستشاري و محكمه تجديدنظر نيز بلافاصله به ترتيب فوق انجام ميگيرد . عدم حضور اشخاص ذيربط پس ازابلاغ وقت مانع رسيدگي نخواهد بود.
تبصره 1- در صورتيكه ابلاغ وقت بوسيله دفتر ديوان محاسبات كشور ميسر نباشد ضابطين دادگستري سراسر كشور مكلف به ابلاغ اوراق دفترمذكور ميباشند .
تبصره 2- ابلاغ آراي هيئتهاي مستشاري و محكمه تجديدنظر نيز بلافاصله به ترتيب فوق انجام ميگيرد.

ماده31- هر گاه يكي از هيأتهاي مستشاري ضمن رسيدگي متوجه شود موردي كه قبلاً رسيدگي و نسبت به آن راي صادره گرديده است از موارد اعاده دادرسي است بايدحسب مورد مراتب را كتباً به محكوم عليه يا دادستان اعلام كند.

ماده32- تصحيح و رفع ابهام آراء هيأتهاي مستشاري و احكام دادگاه تجديد نظربا هيأتها و دادگاه صادر كننده رأي و حكم مي باشد.

ماده33- مطالبات دولت ناشي از آراء و احكام قطعي صادره بر طبق مقرراتاجرائي احكام مراجع قضايي خواهد بود.

ماده34- رسيدگي و صدور رأي از ديوان محاسبات كشور و همچنين احكام مرجعتجديدنظر مبني بر جبران خسارت در مورد اشخاص مانع رسيدگي و محكوميت آنان به مجازاتهاي اداري يا تعقيب كيفري در مراجع صالحه نخواهد بود .

ماده35- دادسراي ديوان محاسبات كشور مي تواند درخواست تأمين خواسته و يامحكوم به را از محكمه تجديدنظر بنمايد. محكمه مذكور در صورتيكه دلايل درخواست تأمين را كافي بداند ، قرار مقتضي صادر مي نمايد. قرار مذكور طبق مقررات اجرايي مربوط به احكام تأمين خواسته قابل اجراء ميباشد.

ماده36- هيأت عمومي با حضور حداقل سه چهارم از مستشاران اصلي ديوان محاسبات كشور با دعوت و به رياست رئيس ديوان محاسبات كشور براي رسيدگي به مواردزير تشكيل مي شود . تصميمات هيأت با رأي اكثريت مطلق حاضرين در جلسه معتبر است .
الف- ايجاد هماهنگي و وحدت رويه درانجام وظايف هيأتهاي مستشاري
ب- صدور رأي در خصوص تفريغ بودجه وگزارش نهايي آن
ج- ساير مواردي كه رئيس ديوان محاسبات كشور تشكيل هيأت عمومي را لازم بداند.
تبصره- تاريخ جلسات هيأت عمومي و دستور جلسه به دادستان ديوان محاسبات كشور اعلام مي شود و دادستان مكلف به حضور در اين جلسه بوده و داراي حق رأي مي باشد.

فصل پنجم - مقررات متفرقه

ماده37- تخلفات اعضاي هيأتهاي مستشاري با اعلام رئيس ديوان محاسبات كشوردر كميسيون ديوان محاسبات ، بودجه و امور مالي مجلس شوراي اسلامي مورد رسيدگي قرارميگيرد . دستورالعمل اجرائي اين ماده توسط كميسيون ديوان محاسبات مجلس تصويب خواهدشد.

ماده38- ملغي شد (20/5/1370)

ماده 39- دستگاهها مكلفند حسابهاي درآمد و هزينه ، صورتهاي مالي ، اسناد ومدارك مربوط را به نحوي كه ديوان محاسبات كشور تعيين مي نمايد به ديوان مزبورتحويل نمايند . حسابرسي و رسيدگي آنها به تشخيص ديوان محاسبات كشور در ادارات ديوان يا محل خود آن دستگاهها انجام مي گيرد.
تبصره- مدت و نحوه نگهداري ، حفظ اسناد ، دفاتر ، صورت حسابهاي مالي و مدارك مزبور كه توسط دستگاههابه ديوان محاسبات كشور ارسال مي شود و يا مداركي كه توسط ديوان محاسبات كشور تهيه مي گردد، به صورت عين و همچنين طرز تبديل آنها به عكس يا فيلم يا ميكروفيلم و ياميكروفيش يا نظائر آن و همچنين طريقه محو اسناد و مدارك مزبور به موجب دستورالعملي خواهد بود كه با پيشنهاد رئيس ديوان محاسبات كشور به تصويب كميسيون ديوان محاسبات، بودجه و امور مالي مجلس اسلامي خواهد رسيد. اسناد تبديلي به نحو فوق در حكم اسناد اصلي است .

ماده 40- تعيين نحوه حفظ ونگهداري وبايگاني صورت حسابهاي مالي و اسناد ومدارك مربوط در دستگاهها به عهده ديوان محاسبات كشور است .

ماده 41- ديوان محاسبات كشور علاوه بر موارد پيش بيني شده در اين قانون موضوعات مرتبطه با وظايف ديوان محاسبات را كه از طرف مجلس شوراي اسلامي حسب موردبه آن ارجاع ميشود رسيدگي و اظهارنظر مي نمايد .

ماده 42- ديوان محاسبات كشور براي انجام وظايف خود ميتواند در تمامي امورمالي كشور تحقيق و تفحص نمايد و در تمامي موارد مستقيماً مكاتبه برقرار نمايد وتمام مقامات جمهوري اسلامي ايران و قواي سه گانه و سازمانها و ادارات تابعه و كليه اشخاص و سازمانهايي كه به نحوي از انحاء از بودجه كل كشور استفاده مي نمايند مكلف به پاسخگوئي مستقيم مي باشند حتي در مواردي كه از قانون محاسبات عمومي مستثني شده باشند .

ماده 43-

ماده 44 - آئين نامه هاي اجرايي اين قانون و همچنين سازمان تفصيلي ديوان محاسبات كشور توسط ديوان مذكور تهيه و پس از تصويب مجلس شوراي اسلامي قابل اجراءخواهد بود.

ماده 45- قانون ديوان محاسبات مصوب سال 1352 و مواد اصلاحي آن بطور كلي و كليه قوانين و مقررات خاص درمواردي كه با اين قانون مغاير است از تاريخ اجراي اين قانون ملغي است .
تبصره- تا زماني كه آئين نامه هاي اجرايي اين قانون به تصويب نرسيده مقررات آئين نامه هاي موردعمل تاحدي كه با مفاد اين قانون مغاير نباشد قابل اجراء خواهد بود.

ماده 46- اداره كليه امور مالي و استخدامي و اداري ديوان محاسبات با رئيس ديوان است .

ماده 47- ادامه عضويت ديوان محاسبات كشور جمهوري اسلامي ايران در سازمانبين المللي مؤسسات عالي حسابرسي (اينتوساي) و سازمان آسيائي مؤسسات عالي حسابرسي(آسوساي) بلامانع مي باشد .

+ نوشته شده در 9:38 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
یکشنبه دهم شهریور 1387
اساسنامه سازمان فضايي ايران
وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات
هيئت‌وزيران در جلسه مورخ 26/3/1387 بنابه پيشنهاد شماره 27560/1 مورخ 9/8/1386 وزارت ارتباطات و فناوري و اطلاعات و به استناد ماده (9) قانون وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ مصوب 1382 ـ اساسنامه سازمان فضايي ايران را به شرح زير تصويب نمود:

اساسنامه سازمان فضايي ايران

ماده1ـ به منظور انجام وظايف قانوني و امور مطالعاتي، پژوهشي، طراحي، مهندسي و اجرا در زمينه فناوريهاي خدمات فضايي و سنجش از راه دور و تقويت شبـكه‌هاي ارتباطي و فناوري فضايي در داخل و خارج از كشور و تجميع فعاليتهاي حاكمـيتي مركز سنجـش از راه دور ايران و وزارت ارتبـاطات و فناوري اطلاعات، سازمان فـضايي ايران كه در اين اساسـنامه بـه اخـتصار سازمان ناميـده مي‌شـود، با استفاده از امكانات و نيـروي انساني اداره كل طرح و مـهندسي و نصـب ارتباطات ماهـواره‌اي و اداره كل نگهـداري ارتباطات ماهواره‌اي شركت مخابرات ايران تشكيل مي‌گردد.
ماده2ـ سازمان داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي است و به صورت مؤسسه دولتي وابسته به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و براساس قوانين و آيين‌نامه‌هاي مالي و معاملاتي خاص خود و در چارچوب قوانين و مقررات اداره خواهدشد.
ماده3ـ وظايف و اختيارات سازمان به شرح زير است:
الف ـ انجام امور مطالعاتي، پژوهشي، طراحي، مهندسي و اجرا در زمينه فناوريهاي خدمات فضايي و سنجش از راه دور و تقويت شبكه‌هاي فضايي در داخل و خارج از كشور و تجميع فعاليتهاي حاكميتي مركز سنجش از راه دور ايران و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات.
ب ـ تهيه و تنظيم برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت در بخش فضايي كشور با همكاري دستگاههاي ذي‌ربط جهت پيشنهاد به مراجع ذي‌ربط.
پ ـ انجام مطالعات به منظور تدوين سياستهاي طراحي، ساخت، پرتاب و استـفاده از ماهواره‌هاي تحـقيقاتي و كاربردي و ارايه خدمات فضـايي جهت پيشنهاد به مراجع ذي‌صلاح قانوني.
ت ـ انجام تحقيقات، طراحي، ساخت و پرتاب ماهواره‌هاي تجاري، علمي و تحقيقاتي و طراحي و ساخت مركز كنترل و پرتاب ماهواره‌هاي ملي با همكاري دستگاههاي ذي‌ربط.
تبصره ـ امور يادشده به جز پرتاب و مركز كنترل ماهواره‌اي مي‌تواند توسط بخش غيردولتي تحت نظارت سازمان انجام شود.
ث ـ برنامه‌ريزي به منظور هدايت و گسترش استفاده صلح‌آميز از فضاي ماوراي جو و اجرام سماوي و نجوم فناوري فضايي، تقويت شبكه‌هاي ارتباطي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي توسط بخشهاي دولتي، تعاوني، خصوصي و نظارت بر اجراي آنها در چارچوب سياستهاي كلان كشور.
ج ـ مطالعه، پژوهش، توسعه فناوري و آموزشهاي كاربردي خاص در زمينه توسعه علوم و فناوريهاي فضايي.
چ ـ بررسي نيازها و اجراي پروژه‌هاي ماهواره‌اي و ساير فناوريهاي موردنياز جهت توسعه فناوري فضايي در چارچوب قوانين و مقررات مربوط.
ح ـ مشاركت در اجراي پروژه‌هاي ماهواره‌اي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي در چارچوب سياستهاي كلي نظام و ساير قوانين و مقررات مربوط.
خ ـ اعمال وظايف حاكميتي محوله از طريق ارايه سيگنال بخش فضايي (اعم از صوت، تصوير و داده) به متقاضيان در بخش زميني، اعطاي مجوز براي فعاليت در فضا به‌منظور مديريت يكپارچه بخش فضايي كشور و بهره‌برداري منسجم و هماهنگ از فناوري و امكانات شامل ماهواره‌ها، شبكه ماهواره اختصاصي و يا ملي (شامل موبايل ماهواره‌اي)، ايستگاههاي اخذ مستقيم، ايستگاههاي ارسال مستقيم و كنترل ماهواره‌ها در چارچوب ضوابط و مقررات مربوط.
د ـ دريافت تعرفه‌هاي مصوب عرضه خدمات فضايي و اعطاي مجوز فعاليت در فضا.
ذ ـ تعيين صلاحيت پيمانكاران و مشاوران غيردولتي براي انجام امور اجرايي و تحقيقاتي فضايي در بخشهاي مختلف كشور در چارچوب قوانين و مقررات مربوط.
ر ـ نمايندگي، عضويت و حضور در مجامع و اتحاديه‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي مربوط به منظور حفظ منافع ملي در چارچوب سياستهاي كلي نظام و ساير قوانين و مقررات مربوط.
ز ـ اجراي برنامه‌هاي همكاري منطقه‌اي و بين‌المللي در امور فضايي در چارچوب سياستهاي كلي نظام.
ژ ـ مديريت و بهره‌برداري از موقعيتهاي مداري و ماهواره‌اي و هماهنگي با دستگاههاي مسئول و پيگيري جهت ثبت بين‌المللي آنها به منظور استفاده بهينه از منابع فضايي.
س ـ مطالعه و برنامه‌ريزي براي تأمين بخش فضايي مورد نياز كليه شبكه‌هاي ماهواره‌اي كشور جهت ارايه خدمات ماهواره از طريق ماهواره‌‌هاي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي در چارچوب قوانين و مقررات.
ش ـ تهيه و تدوين مقررات و آيين‌نامه‌هاي مرتبط با شرح وظايف مندرج در ماده (9) قانون وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ مصوب 1382ـ و پيشنهاد به مراجع قانوني جهت تصويب.
ص ـ ايجاد بايگاني ملي و تمركز در نگهداري و طبقه‌بندي و به هنگام‌سازي اطلاعات فضايي.
تبصره1ـ سازمان موظف است براي انجام امور و وظايف محول شده از حداكثر توان بخشهاي غيردولتي در چارچوب سياستهاي كلي نظام استفاده نمايد.
تبصره2ـ مسئوليت تعيين صلاحيت امنيتي در خصوص بندهاي « خ» و « ذ» اين ماده با مراجع ذي‌ربط خواهدبود.
تبصره3ـ سازمان مجاز است به منظور انجام امور و وظايف محوله با تأييد شوراي گسترش آموزش عالي كشور نسبت به تأسيس مركز تحقيقات فضايي (پژوهشكده و يا پژوهشگاه) و نيز ايجاد شركت در چارچوب قوانين و مقررات، اقدام نمايد.
تبصره4ـ در خصوص بند « د» سازمان مكلف است براساس نرخهايي كه به تصويب هيئت‌وزيران خواهدرسيد اقدام و وجوه حاصل را به حساب درآمد عمومي (نزد خزانه‌داري كل) واريز نمايد. معادل صددرصد (100%) اعتبار يادشده از محل رديف اعتباري در قوانين بودجه در اختيار سازمان قرار مي‌گيرد تا پس از مبادله موافقتنامه با معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور هزينه شود.
ماده4ـ اعتبار مورد نياز سازمان در وجوه و اعتبارات عمومي بودجه سالانه كشور پيش‌بيني و تأمين مي‌شود و در چارچوب آيين‌نامه‌هاي خاص سازمان موضوع ماده (2) اين اساسنامه و ساير قوانين و مقررات مربوط هزينه خواهدشد.
تبصره ـ سازمان مي‌تواند با هماهنگي معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور و در چارچوب بودجه‌هاي سنواتي از كمكها و ساير منابع اعتباري وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و سازمانها و شركتهاي تابع آن و ساير نهادها استفاده نمايد.
ماده5 ـ در اجـراي بنـد « 10» مـاده (68) قانون مديريـت خدمات كشوري ـ مصوب 1386ـ سازمان مي‌تواند با هماهنگي معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور، به منظور جذب و نگهداري نيروهاي مناسب براي مشاغل تخصصي و مديريت، فوق‌العاده لازم با تصويب هيئت‌وزيران پرداخت نمايد.
ماده6 ـ تشكيلات سازمان پس از تدوين توسط سازمان و تأييد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور قابل اجرا خواهدبود.
ماده7ـ رييس سازمان كه معاون وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات مي‌باشد، توسط وزير يادشده منصوب مي‌شود و بالاترين مقام اجرايي دستگاه خواهدبود.
ماده8 ـ رييس سازمان مسئول حُسن اجراي امور و حفظ حقوق، منافع و اموال سازمان است و براي اداره امور سازمان داراي همه گونه حقوق و اختيارات تام در حدود مقررات است و نمايندگي سازمان را در مقابل تمامي مقامات قضايي و اشخاص حقيقي و حقوقي با حـق توكيـل به غير خواهدداشـت و نيز مي‌تواند قسمـتي از اختيارات خـود را به موجب ابلاغ كتبي به هر يك از معاونان، مديران يا كاركنان سازمان به تشخيص و مسئوليت خود تفويض نمايد.
اين اساسنامه به موجب‌نامه شماره27483/30/87 مورخ 12/4/1387 شوراي محترم نگهبان به تاييد شوراي يادشده رسيده است.





معاون اول رئيس جمهور ـ پرويز داودي 
 
+ نوشته شده در 2:44 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
پنجشنبه هفتم شهریور 1387
قانون شوراهاي حل اختلاف
شورای حل اختلاف: قانون شوراهاي حل اختلاف
شورای حل اختلاف
قانون شوراهاي حل اختلاف كه در جلسه مورخ هجدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديده و مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و نهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت موافقت و در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيده ، طي نامه شماره 29675/20 مورخ 26/5/1387 مجلس شوراي اسلامي جهت اجراء به دولت ابلاغ ‌گردید.


جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
       عطف به نامه شماره 28498/241 مورخ 10/5/1384 در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون شوراهاي حل اختلاف مصوب جلسه مورخ 18/4/1387 كميسيون قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي مطابق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه با عنوان لايحه شوراهاي حل اختلاف و نهاد قاضي تحكيم به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده‌بود، پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني مورخ 29/2/1387  و تأييد شوراي محترم نگهبان، به پيوست ابلاغ مي‌گردد.             

       رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

شماره84429                                                        5/6/1387
وزارت دادگستري
      قانون شوراهاي حل اختلاف كه در جلسه مورخ هجدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديده و مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و نهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت موافقت و در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 29675/20 مورخ 26/5/1387 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده‌است، به پيوست جهت اجراء ابلاغ مي‌گردد.

رئيس‎جمهور ـ محمود احمدي‌نژاد

قانون شوراهاي حل اختلاف

      مبحث اول: مقررات عمومي
      ماده 1ـ به منظور حل اختلاف و صلح و سازش بين اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي شوراهاي حل اختلاف كه در اين قانون به اختصار شورا ناميده مي‌شود، تحت نظارت قوه قضائيه و با شرايط مقرر در اين قانون تشكيل مي‌گردد.
      تبصره ـ تعيين محدوده فعاليت جغرافيايي شورا در هر حوزه قضائي به عهده رئيس همان حوزه قضائي مي‌باشد.
      ماده2ـ رئيس كل دادگستري استان مي‌تواند براي رسيدگي به امور خاص به ترتيب مقرر در اين قانون شوراهاي تخصصي تشكيل دهد.
      مبحث دوم: تركيب اعضاء و چگونگي انتخاب
      ماده3ـ هر شورا داراي سه نفر عضو اصلي و دو نفر عضو علي‌البدل است و مي‌تواند براي انجام وظايف خود داراي يك دفتر باشد كه مسؤول آن توسط رئيس شورا پيشنهاد و ابلاغ آن از سوي رئيس كل دادگستري استان يا معاون ذي‌ربط وي صادر مي‌شود.
      ماده4ـ در هر حوزه قضائي يك يا چند نفر قاضي دادگستري كه قاضي شورا ناميده مي‌شوند مطابق مقررات اين قانون انجام وظيفه مي‌نمايند. قاضي شورا مي‌تواند همزمان عهده‌دار امور چند شورا باشد.
      ماده5 ـ قاضي شورا با ابلاغ رئيس قوه‌قضائيه از ميان قضات شاغل منصوب خواهدشد و احكام انتصاب ساير اعضاء شورا پس از احراز شرايط توسط رئيس قوه قضائيه و يا شخصي كه توسط ايشان تعيين مي‌گردد، صادر مي‌شود.
     
مبحث سوم: شرايط عضويت
      ماده6 ـ اعضاء شورا بايد متدين به دين مبين اسلام بوده و داراي شرايط زير باشند:
      الف ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران.
      ب ـ اعتقاد و التزام عملي به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ولايت مطلقه فقيه.
      ج ـ حسن شهرت به امانت و ديانت و صحت عمل.
      د ـ عدم اعتياد به مواد مخدر يا روان‌گردان يا سكرآور.
      هـ ـ دارا بودن حداقل 35 سال تمام.
      و ـ دارا بودن كارت پايان خدمت وظيفه عمومي يا معافيت از خدمت.
      ز ـ دارا بودن مدرك كارشناسي جهت اعضاء شوراهاي حل اختلاف شهر.
      ح ـ متأهل بودن.
      ط ـ سابقه سكونت در محل شورا حداقل به مدت شش‌ماه و تداوم سكونت پس از عضويت.
      ي ـ نداشتن سابقه محكوميت مؤثر كيفري و عدم محروميت از حقوق اجتماعي.
      تبصره1ـ براي عضويت در شورا دارندگان مدرك دانشگاهي يا حوزوي در رشته‌هاي حقوق قضائي يا الهيات با گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي در اولويت هستند.
      تبصره 2ـ براي عضويت در شوراهاي مستقر در روستا، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن الزامي است.
      تبصره3ـ رئيس قوه قضائيه مي‌تواند براي صلح و سازش در دعاوي احوال شخصيه اقليتهاي ديني موضوع اصل سيزدهم (13) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران شوراي حل اختلاف خاص تشكيل دهد.
اعضاء اين شورا بايد متدين به دين خود باشند.
      ماده7ـ قضات (به استثناء قضات شورا)، كاركنان دادگستري، وكلاء و مشاوران حقوقي و پرسنل نيروي انتظامي و اطلاعاتي تا زماني كه در سمتهاي شغلي خود هستند حق عضويت در شورا را ندارند.
      مبحث چهارم: صلاحيت شورا
      ماده8 ـ در موارد زير شورا با تراضي طرفين براي صلح و سازش اقدام مي‌نمايد:
      الف ـ كليه امور مدني و حقوقي.
      ب ـ كليه جرائم قابل گذشت.
      ج ـ جنبه خصوصي جرائم غيرقابل گذشت.
      تبصره ـ در صورتي كه رسيدگي شورا با درخواست يكي از طرفين صورت پذيرد و طرف ديگر تا پايان جلسه اول عدم تمايل خود را براي رسيدگي در شورا اعلام نمايد شورا درخواست را بايگاني و طرفين را به مرجع صالح راهنمايي مي‌نمايد.
      ماده9ـ شورا در موارد زير رسيدگي و مبادرت به صدور رأي مي‌نمايد:
      الف ـ در جرائم بازدارنده و اقدامات تأميني و تربيتي و امور خلافي از قبيل تخلفات راهنمايي و رانندگي كه مجازات نقدي قانوني آن حداكثر و مجموعاً تا سي ميليون (30.000.000) ريال و يا سه ماه حبس باشد.
      ب ـ تأمين دليل
      تبصره ـ شورا مجاز به صدور حكم حبس نمي‌باشد.
      ماده10ـ دعاوي زير قابليت طرح در شورا را حتي با توافق طرفين ندارد.
      الف ـ اختلاف در اصل نكاح، اصل طلاق،  فسخ نكاح، رجوع، نسب.
      ب ـ اختلاف در اصل وقفيت، وصيت، توليت.
      ج ـ دعاوي راجع‌به حجر و ورشكستگي.
      د ـ دعاوي راجع‌به اموال عمومي و دولتي.
      هـ ـ  اموري كه به موجب قوانين ديگر در صلاحيت مراجع اختصاصي يا مراجع قضائي غير دادگستري مي‌باشد.
      ماده۱1 ـ قاضي شورا در موارد زير با مشورت اعضاء شوراي حل اختلاف رسيدگي و مبادرت به صدور رأي مي‌نمايد.
      1ـ دعاوي مالي در روستا تا بيست ميليون (20.000.000) ريال و در شهر تا پنجاه ميليون (50.000.000) ريال.
      2ـ كليه دعاوي مربوط به تخليه عين مستأجره به جز دعوي مربوط به سرقفلي و حق كسب و پيشه.
      3ـ‌ صدور گواهي حصر وراثت، تحرير تركه، مهر و موم تركه و رفع آن.
      4ـ ادعاي اعسار از پرداخت محكوم‌به در صورتي كه شورا نسبت به اصل دعوي رسيدگي كرده باشد.
      ماده12ـ در كليه اختلافات و دعاوي‌خانوادگي و ساير دعاوي مدني دادگاه رسيدگي‌كننده مي‌تواند با توجه به كيفيت دعوي يا اختلاف و امكان حل و فصل آن از طريق صلح و سازش فقط يك بار براي مدت حداكثر تا دو ماه موضوع را به شوراي حل اختلاف ارجاع نمايد.
      ماده13ـ شورا مكلف است در اجراء ماده فوق براي حل و فصل دعوي يا اختلاف و ايجاد صلح و سازش تلاش كند و نتيجه را اعم از حصول يا عدم حصول سازش در مهلت تعيين شده به مرجع قضائي ارجاع‌كننده براي تنظيم گزارش اصلاحي يا ادامه رسيدگي مستنداً اعلام نمايد.
      ماده14ـ شورا بايد اقدامات لازم را براي حفظ اموال صغير، مجنون، شخص غيررشيد كه فاقد ولي يا قيم باشد و همچنين غايب مفقودالاثر، ماترك متوفاي بلاوارث و اموال مجهول المالك به عمل آورد و بلافاصله مراتب را به مراجع صالح اعلام كند.
شورا حق دخل و تصرف در هيچ يك از اموال مذكور را ندارد.
      ماده15ـ در صورت اختلاف در صلاحيت محلي شوراها به ترتيب زير اقدام مي‌شود:
      الف ـ در مورد شوراهاي واقع در يك حوزه قضائي، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي همان حوزه است.
      ب ـ در مورد شوراهاي واقع در حوزه‌هاي قضائي يك شهرستان يا استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي حوزه قضائي شهرستان مركز استان است.
      ج ـ در مورد شوراهاي واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان مركز استاني است كه ابتدائاً به صلاحيت شوراي واقع در آن استان اظهارنظر شده‌است.
      ماده16ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحيت شورا با ساير مراجع قضائي غيردادگستري در يك حوزه قضائي، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي حوزه قضائي مربوط است و در حوزه‌هاي قضائي مختلف يك استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان مركز همان استان است. در صورت تحقق اختلاف شورا با مراجع قضائي واقع در حوزه دو استان، به ترتيب مقرر در بند « ج» ماده (15) اين قانون عمل خواهدشد.
      ماده17ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحيت بين شورا و مرجع قضائي، نظر مرجع قضائي لازم‌الاتباع است.
مبحث پنجم ـ ترتيب رسيدگي در شورا
      ماده18ـ رسيدگي شورا با درخواست كتبي يا شفاهي به عمل مي‌آيد. درخواست شفاهي در صورتمجلس قيد و به امضاء خواهان يا متقاضي مي‌رسد.
      ماده19ـ درخواست رسيدگي متضمن موارد زير است:
      1ـ نام و نام خانوادگي، مشخصات و نشاني طرفيت دعوا.
      2ـ موضوع خواسته يا درخواست يا اتهام.
      3ـ دلايل و مستندات درخواست.
      ماده20ـ رسيدگي قاضي شورا از حيث اصول و قواعد تابع مقررات قانون آئين‌دادرسي مدني و كيفري است.
      تبصره1ـ اصول و قواعد حاكم بر رسيدگي شامل مقررات ناظر به صلاحيت، حق دفاع، حضور در دادرسي، رسيدگي به دلايل و مانند آن است.
      تبصره2ـ مقررات ناظر به وكالت، صدور رأي، واخواهي، تجديدنظر و هزينه‌دادرسي، از حكم مقرر در ماده فوق مستثني و تابع اين قانون است.
      ماده21ـ رسيدگي شورا تابع تشريفات آئين دادرسي مدني نيست.
      تبصره1ـ منظور از تشريفات، رسيدگي در اين ماده مقررات ناظر به شرايط شكلي دادخواست، نحوه ابلاغ، تعيين اوقات رسيدگي، جلسه دادرسي و مانند آن است.
      تبصره2ـ چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسيدگي حاضر نشود و يا لايحه‌اي ارسال نكند و اين دعوت مطابق مقررات آئين دادرسي مدني راجع به ابلاغ نباشد، شورا مكلف است او را با ارسال اخطاريه دعوت كند.
      ماده22ـ در مواردي كه دعوي طاري يا مرتبط با دعوي اصلي از صلاحيت ذاتي شورا خارج باشد رسيدگي به هر دو دعوي در مرجع قضائي صالح به عمل مي‌آيد.
      ماده23ـ شورا علاوه بر رسيدگي به دلايل طرفين مي‌تواند تحقيق محلي، معاينه محل، تأمين دليل را نيز با ارجاع رئيس شورا توسط يكي از اعضاء به عمل آورد.
      ماده24ـ رسيدگي شورا در امور مدني مستلزم پرداخت سي‌هزار (000/30) ريال و در امور كيفري پنج هزار (5000) ريال به عنوان هزينه دادرسي است.
      درآمد حاصل از هزينه دادرسي و موارد ديگر به خزانه واريز و صددرصد (100%) آن طبق بودجه سالانه به شوراهاي حل اختلاف اختصاص مي‌يابد تا در جهت تأمين هزينه‌هاي شورا صرف شود.
      مبحث ششم ـ اتخاذ تصميم و صدور رأي
      ماده25ـ در صورت حصول سازش ميان طرفين، چنانچه موضوع در صلاحيت شورا باشد گزارش اصلاحي صادر و پس از تأييد قاضي شورا به طرفين ابلاغ مي‌شود، در غير اين صورت موضوع سازش و شرايط آن به ترتيبي كه واقع شده است در صورتمجلس منعكس و مراتب به مرجع قضائي صالح اعلام مي‌شود.
      ماده26ـ در صورت عدم حصول سازش، چنانچه موضوع مطابق ماده (12) در صلاحيت شورا باشد قاضي شورا پس از مشورت با اعضاء شورا و أخذ نظريه كتبي آنها رأي مقتضي صادر مي‌كند و در اين صورت تنها نظر قاضي ملاك اخذ تصميم و صدور رأي است. نظر اعضاء شورا و مستندات بايد ثبت و در پرونده منعكس شود.
      ماده27ـ طرفين مي‌توانند شخصاً در شورا حضور يافته يا از وكيل استفاده نمايند.
      ماده28ـ رأي صادره از سوي قاضي شورا حضوري است مگر اين كه محكوم عليه يا وكيل او در هيچ يك از جلسات رسيدگي با عذر موجه حاضر نشده و به طور كتبي نيز دفاع ننموده باشد و يا اخطاريه ابلاغ واقعي نشده‌باشد.
      ماده29ـ محكوم عليه غايب حق دارد به رأي غيابي ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعي، اعتراض نمايد اين اعتراض واخواهي ناميده مي‌شود و قابل رسيدگي است.
      ماده30ـ گزارش اصلاحي شورا قابل اعتراض نمي‌باشد و قطعي است.
      ماده31ـ كليه آراء صادره موضوع مواد (9) و (11) اين قانون ظرف مدت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر خواهي مي‌باشد. مرجع تجديدنظر از آراء شورا، قاضي شورا و مرجع تجديدنظر از آراء قاضي شورا دادگاه عمومي همان حوزه قضائي مي‌باشد. چنانچه مرجع تجديدنظر آراء صادره را نقض نمايد رأساً مبادرت به صدور رأي مي‌نمايد.
      ماده32ـ هرگاه در تنظيم يا نوشتن رأي سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن كلمه‌اي يا اضافه شـدن آن و يا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتي كه نسبـت به آراء مذكور اعتراض نشده‌است، قاضي شورا با درخواست ذي‌نفع رأي را تصحيح مي‌كند و رأي تصحيح شده به طرفين ابلاغ خواهدشد. تسليم رونوشت رأي اصلي بدون رأي تصحيح شده ممنوع است.
      ماده33ـ اجراء آراء قطعي در امور مدني به درخواست ذي‌نفع و با دستور قاضي شورا پس از صدور برگه اجرائيه مطابق مقررات مربوط به اجراء احكام دادگاهها توسط واحد اجراء احكام دادگستري محل به عمل مي‌آيد.
      ماده34ـ چنانچه محكوم عليه، محكوم به را پرداخت نكند و اموالي از وي به دست نيايد با تقاضاي ذي‌نفع و دستور قاضي مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجراء محكوميتهاي مالي به اجراء احكام دادگستري اعلام مي‌شود.
      مبحث هفتم ـ ساير مقررات
      ماده35ـ عضويت در شورا افتخاري است. ليكن قوه قضائيه به تناسب فعاليت و ميزان همكاري قضات، اعضاء و كاركنان شورا پاداش مناسب پرداخت مي‌كند.
      ماده36ـ در صورت فوت يا استعفاء يا عزل اعضاء شورا عضو علي‌البدل با دعوت رئيس حوزه قضائي جايگزين عضو مذكور مي‌شود.
      ماده37ـ در غياب عضو شورا با دعوت رئيس شورا عضو علي‌البدل عهده‌دار وظيفه وي خواهدشد.
      ماده38ـ چنانچه اعضاء شورا در انجام وظايف‌قانوني خود مرتكب تخلف شوند و يا حضور و مشاركت مناسب در جلسات شورا نداشته باشند يا شرايط‌عضويت در شورا را از دست بدهند رئيس حوزه‌قضائي مراتب را مستنداً جهت رسيدگي به‌هيأت تخلفات اعضاء شورا اعلام مي‌كند.
      ماده39ـ هيأت رسيدگي‌كننده به تخلفات مركب از نماينده‌اي از سوي دادسراي انتظامي قضات، رئيس شوراي حل اختلاف استان و مسؤول حفاظت و اطلاعات دادگستري استان خواهدبود.
      ماده40ـ اعضاء هيأت رسيدگي كننده با ابلاغ رئيس قوه‌قضائيه براي مدت سه سال منصوب مي‌شوند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.
      ماده41ـ چنانچه هيأت رسيدگي‌كننده پس از دعوت از عضو شورا و شنيدن اظهارات و دفاعيات وي فقدان يكي از شرايط عضويت يا غيبت غيرمجاز او را احراز نمايد حكم به عزل وي صادر مي‌كند، اين حكم قطعي است.
      ماده42ـ چنانچه قاضي شورا در انجام وظايف قانوني مربوط به شورا، مرتكب تخلف شود مراتب توسط رئيس حوزه‌قضائي يا هيأت موضوع ماده(40) اين قانون به دادسراي‌انتظامي قضات اعلام مي‌شود تا مطابق مقررات مربوط به تخلفات و جرائم قضات رسيدگي شود.
      ماده43ـ چنانچه اعضاء شورا در مقابل دريافت وجه يا سند پرداخت وجه يا مال يا ارائه خدمت به نفع يكي از طرفين اظهارنظر كنند، به مجازات بزه موضوع ماده (588) قانون مجازات اسلامي مصوب 2/3/1375 محكوم خواهندشد.
      ماده44ـ چنانچه اعضاء شورا در آزمون استخدام قضات، وكالت دادگستري، مشاور حقوقي يا كارشناس رسمي دادگستري پذيرفته شوند و حداقل سه سال سابقه همكاري با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تأييد رئيس كل شوراهاي حل اختلاف استان برسد مدت كارآموزي آنان به نصف، تقليل خواهديافت.
      ماده45ـ پرونده‌هايي كه تا زمان اجراء اين قانون منتهي به اتخاذ تصميم نشده باشد، با رعايت مقررات اين قانون در شوراهاي حل اختلاف رسيدگي و نسبت به آنها اتخاذ تصميم خواهدشد.
      ماده46ـ چنانچه به اعضاء شورا در مقام انجام وظيفه و يا به مناسبت آن توهين شود، مرتكب به مجازات بزه موضوع ماده(609) قانون مجازات اسلامي مصوب 2/3/1375 محكوم خواهدشد.
      ماده47ـ در مواردي كه شورا به عنوان داور مورد توافق طرفين به دعاوي و اختلافات رسيدگي مي‌كند رعايت مقررات مربوط به داوري مطابق قانون آئين دادرسي مدني دادگاه عمومي و انقلاب الزامي است.
      ماده48ـ جهت تقويت و توسعه شوراها، وزارتخانه‌ها و سازمانها و نهادهاي دولتي و عمومي و قضائي ملزم به همكاري با اين نهاد، به ويژه تأمين و تخصيص نيروي اداري و قضائي لازم از طريق مأمور به خدمت شدن كاركنان دولت در شوراها هستند.
      ماده49ـ دولت هرساله بودجه موردنياز شوراها را براساس بودجه پيشنهادي قوه‌قضائيه در قالب رديف مستقل پيش‌بيني مي‌كند، تأمين امكانات اداري و تجهيزات و مكان و امور مالي و پشتيباني شوراهاي حل اختلاف به عهده قوه‌قضائيه است. 
      ماده50 ـ آئين‌نامه اجرائي اين قانون ظرف مدت سه ماه از تاريخ تصويب توسط وزير دادگستري تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه مي‌رسد.
      ماده51 ـ كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون ملغي‌الاثر اعلام مي‌گردد.
قانون فوق مشتمل بر پنجاه و يك ماده و ده تبصره در جلسه مورخ هجدهم تير ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

+ نوشته شده در 10:39 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
پنجشنبه هفتم شهریور 1387
قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث
قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث
حقوق حمل و نقل
قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث كه در جلسه مورخ شانزدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديده و مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني روز سه‌شنبه مورخ سي و يكم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت موافقت و در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيده ، طي نامه شماره28678/33 مورخ21/5/1387 مجلس شوراي اسلامي جهت اجراء به دولت ابلاغ ‌گردید.


شماره 28678/33    --- ۱۳۸۷/۵/۲۱

جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
        عطف به نامه شماره 18776/27782 مورخ 14/4/1383 در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسؤوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث مصوب جلسه مورخ 16/4/1387 كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي مطابق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه با عنوان لايحه به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني مورخ 31/2/1387 و تأييد شوراي محترم نگهبان به پيوست ابلاغ مي‌گردد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

شماره81373                                                          31/5/1387
وزارت امور اقتصادي و دارايي
        قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث كه در جلسه مورخ شانزدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم (85) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب گرديده و مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال در جلسه علني روز سه‌شنبه مورخ سي و يكم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت موافقت و در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره28678/33 مورخ21/5/1387 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده است، به پيوست جهت اجراء ابلاغ مي‌گردد.

رئيس جمهور ـ محمود احمدي نژاد

قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسؤوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث

        ماده1ـ كليه دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني و ريلي اعم از اين كه اشخاص حقيقي يا حقوقي باشند مكلفند وسائل نقليه مذكور را در قبال خسارت بدني و مالي كه در اثر حـوادث وسـايل نقـليه مزبور و يا يـدك و تريلر مـتصل به آنها و يا مـحمولات آنها به اشخاص ثالث وارد مي‌شود حداقل به مقدار مندرج در ماده (4) اين قانون نزد يكي از شـركتهاي بيـمه كه مجـوز فعاليت در اين رشته را از بيمه مركزي ايران داشته باشد، بيمه نمايند.
        تبصره1ـ دارنده از نظر اين قانون اعم از مالك و يا متصرف وسيله نقليه است و هركدام كه بيمه نامه موضوع اين ماده را تحصيل نمايد تكليف از ديگري ساقط مي‌شود.
        تبصره2ـ مسؤوليت دارنده وسيله نقليه مانع از مسؤوليت شخصي كه حادثه منسوب به فعل يا ترك فعل او است نمي‌باشد. در هر حال خسارت وارده از محل بيمه‌نامه وسيله نقليه مسبب حادثه پرداخت مي‌گردد.
        تبصره3ـ منظور از خسارت بدني، هر نوع ديه يا ارش ناشي از صدمه، شكستگي، نقص عضو، ازكارافتادگي (جزئي يا كلي ـ موقت يا دائم) يا ديه فوت شخص ثالث به سبب حوادث مشمول بيمه موضوع اين قانون است. هزينه معالجه نيز چنانچه مشمول قانون ديگري نباشد، جزء تعهدات بيمه موضوع اين قانون خواهدبود.
        تبصره4ـ منظور از خسارت مالي، زيانهايي مي‌باشد كه به سبب حوادث مشمول بيمه موضوع اين قانون به اموال شخص ثالث وارد شود.
        تبصره5 ـ منظور از حوادث مذكور در اين قانون، هرگونه سانحه‌اي از قبيل تصادم، تصادف، سقوط، واژگوني، آتش‌سوزي و يا انفجار وسايل نقليه موضوع اين ماده و نيز خسارتي است كه از محمولات وسايل مزبور به اشخاص ثالث وارد شود.
        تبصره6 ـ منظور از شخص ثالث، هر شخصي است كه به سبب حوادث وسايل نقليه موضوع اين قانون دچار زيانهاي بدني و يا مالي شود به استثناء راننده مسبب حادثه.
        ماده2ـ شركتهاي بيمه مكلفند طبق مقررات اين قانون آئين‌نامه‌هاي مربوط به آن، با دارندگان وسايل نقليه موضوع ماده (1) اين قانون قرارداد بيمه منعقد نمايند.
        ماده3ـ از تاريخ انتقال وسيله نقليه كليه تعهدات ناشي از قرارداد بيمه موضوع اين قانون به منتقل‌اليه وسيله نقليه منتقل مي‌شود و انتقال گيرنده تا پايان مدت قرارداد بيمه، بيمه‌گذار محسوب خواهدشد.
        ماده4ـ حداقل مبلغ بيمه موضوع اين قانون در بخش خسارت‌بدني معادل حداقل ريالي ديه يك مرد مسلمان در ماههاي حرام و در بخش خسارت مالي معادل حداقل دو و نيم درصد (5/2%) تعهدات بدني خواهدبود. بيمه‌گذار مي‌تواند براي جبران خسارتهاي بدني و مالي بيش از حداقل مزبور، بيمه اختياري تحصيل نمايد.
        تبصره1ـ در صورتي كه در يك حادثه، مسؤول آن به پرداخت بيش از يك ديه به هر يك از زيان‌ديدگان محكوم شود، بيمه‌گر موظف به پرداخت تمامي ديه‌هاي متعلقه خواهدبود.
        تبصره2ـ بيمه‌گر موظف است در ايفاء تعهدات مندرج در اين قانون خسارت وارده به زيان‌ديدگان را بدون لحاظ جنسيت و مذهب تا سقف تعهدات بيمه‌نامه پرداخت نمايد. مبلغ مازاد بر ديه تعيين‌شده از سوي محاكم قضائي، به‌عنوان بيمه حوادث محسوب مي‌گردد.
        ماده5 ـ بيمه‌گر ملزم به جبران خسارتهاي وارد شده به اشخاص ثالث تا حد مذكور در بيمه‌نامه خواهدبود. در حوادث رانندگي منجر به جرح يا فوت كه به استناد گزارش كارشناس تصادفات راهنمايي و رانندگي يا پليس راه علت اصلي وقوع تصادف يكي از تخلفات رانندگي حادثه‌‌ساز باشد بيمه‌گر موظف است خسارت زيان‌ديده را بدون هيچ شرطي پرداخت نمايد و پس از آن مي‌تواند جهت بازيافت يك درصد (1%) از خسارتهاي بدني و دو درصد (2%) از خسارتهاي مالي پرداخت شده به مسبب حادثه مراجعه نمايد. در صورتي كه به موجب گزارش كارشناس تصادفات راهنمايي و رانندگي يا پليس راه علت اصلي وقوع تصادف يكي از تخلفات رانندگي حادثه‌ساز باشد گواهينامه راننده مسبب حادثه از يك تا سه ماه توقيف مي‌شود و رانندگي در اين مدت ممنوع و در حكم رانندگي بدون گواهينامه است.
        تبصره ـ مصاديق و عناوين تخلفات رانندگي حادثه‌ساز به پيشنهاد وزير كشور و تصويب هيأت وزيران مشخص مي‌شود.
        ماده6 ـ در صورت اثبات عمد راننده در ايجاد حادثه توسط مراجع قضائي و يا رانندگي در حالت مستي يا استعمال مواد مخدر يا روانگردان مؤثر در وقوع حادثه، يا در صورتي كه راننده مسبب فاقد گواهينامه رانندگي باشد يا گواهينامه او متناسب با نوع وسيله نقليه نباشد شركت بيمه موظف است بدون اخذ تضمين، خسارت زيان‌ديده را پرداخت نموده و پس از آن مي‌تواند به قائم‌مقامي زيان‌ديده از طريق مراجع قانوني براي استرداد تمام يا بخشي از وجوه پرداخت شده به شخصي كه موجب خسارت شده است مراجعه نمايد.
        ماده7ـ موارد زير از شمول بيمه موضوع اين قانون خارج است:
        1ـ خسارت وارده به وسيله نقليه مسبب حادثه.
        2ـ خسارت وارده به محمولات وسيله نقليه مسبب حادثه.
        3ـ خسارت مستقيم و يا غيرمستقيم ناشي از تشعشعات اتمي و راديواكتيو.
        4ـ خسارت ناشي از محكوميت جزائي و يا پرداخت جرائم.
        ماده8 ـ تعرفه حق بيمه و نحوه تقسيط و تخفيف در حق بيمة بيمه موضوع اين قانون با رعايت نوع و خصوصيات وسيله نقليه و فهرست تخلفات حادثه‌ساز و ضريب خسارت اين رشته توسط بيمه مركزي ايران تهيه و پس از تأييد شوراي عالي بيمه به تصويب هيأت وزيران خواهدرسيد.
        ماده9ـ پوشش‌هاي بيمه موضوع اين قانون محدود به قلمرو جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد مگر آن‌كه در بيمه‌نامه به نحو ديگري توافق شده باشد.
        ماده10ـ به منظور حمايت از زيان‌ديده‌گان حوادث رانندگي، خسارتهاي بدني وارد به اشخاص ثالث كه به علت فقدان يا انقضاء بيمه‌نامه، بطلان قرارداد بيمه، تعليق تأمين بيمه‌گر، فرار كردن و يا شناخته نشدن مسؤول حادثه و يا ورشكستگي بيمه‌گر قابل پرداخت نباشد يا به طوركلي خسارتهاي بدني خارج از شرايط بيمه‌نامه (به استثناء موارد مصرح در ماده (7)) توسط صندوق مستقلي به نام صندوق تأمين خسارتهاي بدني پرداخت خواهد شد.
        مدير صندوق به پيشنهاد رئيس كل بيمه مركزي ايران و تصويب مجمع عمومي و با حكم رئيس مجمع عمومي منصوب مي‌گردد. مجمع عمومي صندوق با عضويت وزراء امور اقتصادي و دارايي، بازرگاني، كار و امور اجتماعي و دادگستري و رئيس كل بيمه مركزي ايران حداقل يك بار در سال تشكيل مي‌شود. بودجه، ترازنامه و خط مشي صندوق به تصويب مجمع خواهد رسيد. متن كامل ترازنامه صندوق از طريق روزنامه رسمي و يكي از جرايد كثيرالانتشار منتشر خواهد شد.
        تبصره1ـ ميزان تعهدات صندوق براي جبران خسارتهاي بدني معادل مبلغ مقرر در ماده (4) اين قانون و تبصره ذيل آن خواهد بود.
        تبصره2ـ مركز صندوق تهران است و در صورت لزوم مي‌تواند با تصويب مجمع عمومي صندوق در مراكز استانها شعبه ايجاد يا نمايندگي اعطاء نمايد.
        تبصره3ـ هزينه‌هايي كه بيمه مركزي ايران براي اداره صندوق متحمل مي‌گردد حداكثر تا سه درصد (3%) از درآمدهاي سالانه صندوق از محل منابع درآمد آن پرداخت خواهد شد.
        ماده11ـ منابع مالي صندوق تأمين خسارتهاي بدني به شرح زير است:
        الف ـ پنج درصد (5%) از حق بيمه بيمه اجباري موضوع اين قانون.
        ب ـ مبلغي معادل حداكثر يك سال حق بيمه بيمه اجباري كه از دارندگان وسايل نقليه‌اي كه از انجام بيمه موضوع اين قانون خودداري نمايند وصول خواهد شد. نحوه وصول و تقسيط مبلغ مذكور و ساير ضوابط لازم اين بند به پيشنهاد بيمه مركزي ايران به تصويب مجمع عمومي صندوق خواهد رسيد.
        ج ـ مبالغي كه صندوق پس از جبران خسارت زيان‌ديدگان بتواند از مسؤولان حادثه وصول نمايد.
        د ـ درآمد حاصل از سرمايه‌گذاري وجوه صندوق.
        هـ ـ بيست درصد (20%) از جرائم وصولي راهنمايي و رانندگي در كل كشور.
        و ـ بيست درصد (20%) از كل هزينه‌هاي دادرسي و جزاي نقدي وصولي توسط قوه قضائيه.
        ز ـ جرائم موضوع ماده (28) اين قانون.
        ح ـ كمكهاي اعطائي از سوي اشخاص مختلف.
        تبصره1ـ در صورت كمبود منابع مالي صندوق، دولت موظف است در بودجه سنواتي سال بعد كسري منابع صندوق را تأمين نمايد.
        تبصره2ـ درآمدهاي صندوق از ماليات و هرگونه عوارض معاف مي‌باشد.
        تبصره3ـ صندوق از پرداخت هزينه‌هاي دادرسي و اوراق و حق‌الاجراء معاف مي‌باشد.
        تبصره4ـ اسناد مربوط به مطالبات و پرداختهاي خسارت صندوق تأمين خسارتهاي بدني در حكم اسناد لازم‌الاجراء است.
        تبصره5 ـ عدم پرداخت حقوق قانوني صندوق تأمين خسارتهاي بدني از سوي شركتهاي بيمه در حكم دخل و تصرف غيرقانوني در وجوه عمومي مي‌باشد.
        تبصره 6 ـ مصرف درآمدهاي صندوق در مواردي به جز موارد مصرح در اين قانون ممنوع بوده و در حكم تصرف غيرقانوني در وجوه عمومي مي‌باشد.
        تبصره7ـ به منظور ترويج فرهنگ بيمه و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي آن دسته از دارندگان وسايل نقليه مشمول بيمه اجباري موضوع اين قانون كه ظرف مدت چهار ماه از تاريخ لازم‌الاجراء شدن اين قانون نسبت به خريد بيمه‌نامه اقدام نمايند از پرداخت جريمه موضوع بند « ب» اين ماده معاف خواهند بود.
        ماده12ـ صندوق مجاز است موجودي‌هاي نقدي مازاد خود را نزد بانكها سپرده‌گذاري و يا اوراق مشاركت خريداري نمايد مشروط بر آن‌كه سرمايه‌گذاري‌هاي مذكور به نحوي برنامه‌ريزي و انجام شود كه همواره امكان پرداخت خسارت كامل به زيان‌ديدگان مشمول تعهدات صندوق وجود داشته باشد.
        ماده13ـ چگونگي اداره صندوق به پيشنهاد بيمه مركزي ايران و با تأييد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
        ماده14ـ اشخاص ثالث زيان‌ديده حق دارند با ارائه مدارك لازم براي دريافت خسارت به طور مستقيم حسب مورد به شركت بيمه مربوط و يا صندوق تأمين خسارتهاي بدني مراجعه نمايند. دستورالعمل اجرائي اين ماده توسط بيمه مركزي ايران تهيه و به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
        ماده15ـ بيمه‌گر موظف است حداكثر پانزده روز پس از دريافت مدارك لازم، خسارت متعلقه را پرداخت نمايد.
        ماده16ـ در حوادث رانندگي منجر به صدمات بدني غير از فوت، بيمه‌گر وسيله نقليه مسبب حادثه و يا صندوق تأمين خسارتهاي بدني حسب مورد موظفند پس از دريافت گزارش كارشناس راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه و در صورت لزوم گزارش ساير مقامات انتظامي و پزشكي قانوني بلافاصله حداقل پنجاه درصد (50%) از ديه تقريبي را به اشخاص ثالث زيان‌ديده پرداخت‌نموده و باقي‌مانده آن را پس از معين شدن ميزان قطعي ديه بپردازند.
        تبصره ـ در حوادث رانندگي منجر به فوت، شركت‌هاي بيمه مي‌توانند در صورت توافق با راننده مسبب حادثه و ورثه متوفي، بدون نياز به رأي مراجع قضائي، ديه و ديگر خسارت‌هاي بدني وارده را پرداخت نمايند.
        ماده17ـ در حوادث رانندگي منجر به خسارت مالي، پرداخت خسارت به صورت نقدي و با توافق زيان‌ديده و شركت بيمه مربوط صورت مي‌گيرد. در صورت عدم توافق طرفين در خصوص ميزان خسارت قابل پرداخت، شركت بيمه موظف است وسيله نقليه خسارت‌ديده را در تعميرگاه مجاز و يا تعميرگاهي كه مورد قبول زيان‌ديده باشد تعمير نموده و هزينه‌هاي تعمير را تا سقف تعهدات مالي مندرج در بيمه‌نامه مذكور پرداخت نمايد.
        تبصره ـ در صورتي كه اختلاف از طرق مذكور حل و فصل نشود موضوع بدون رعايت تشريفات آئين دادرسي در كميسيون حل اختلاف تخصصي مركب از يك نفر قاضي با معرفي رئيس دادگستري محل يك نفر كارشناس بيمه با معرفي اتحاديه (سنديكاي) بيمه‌گران ايران و تأييد بيمه مركزي ايران و يك نفر كارشناس رسيدگي به تصادفات با معرفي پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد و رأي اين كميسيون قطعي و ظرف بيست (20) روز قابل اعتراض در دادگاههاي عمومي است. ضوابط مربوط به نحوه تشكيل اين كميسيونها توسط وزارت دادگستري و با همكاري بيمه مركزي ايران و نيروي انتظامي تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد رسيد.
        ماده18ـ شركتهاي بيمه مكلفند خسارت مالي ناشي از حوادث رانندگي موضوع اين قانون را در مواردي كه وسايل نقليه مسبب و زيان‌ديده در زمان حادثه داراي بيمه‌نامه معتبر بوده و بين طرفين حادثه اختلافي وجود نداشته باشد، حداكثر تا سقف تعهدات مالي مندرج در ماده (4) اين قانون بدون أخذ گزارش مقامات انتظامي پرداخت نمايند.
        ماده19ـ حركت وسايل نقليه موتوري زميني بدون داشتن بيمه‌نامه موضوع اين قانون ممنوع است. كليه دارندگان وسايل مزبور مكلفند سند حاكي از انعقاد قرارداد بيمه را هنگام رانندگي همراه داشته باشند و در صورت درخواست مأموران راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه ارائه نمايند. مأموران راهنمايي و رانندگي و پليس راه موظفند وسايل نقليه فاقد بيمه‌نامه موضوع اين قانون را تا هنگام ارائه بيمه‌نامه مربوط در محل مطمئني متوقف نموده و راننده متخلف را به پرداخت جريمه تعيين شده ملزم نمايند. آئين‌نامه مربوط به نحوه توقيف وسايل نقليه فاقد بيمه‌نامه شخص ثالث ظرف سه ماه پس از تصويب اين قانون توسط وزارت كشور با همكاري وزارتخانه‌هاي راه و ترابري و دادگستري و بيمه مركزي ايران تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
        تبصره1ـ بيمه مركزي ايران و شركت‌هاي بيمه موظفند ترتيبي اتخاذ نمايند كه با الصاق برچسب يا استفاده از ابزارهاي مناسب ديگر، امكان شناسايي وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمه‌نامه موضوع اين قانون، براي مأموران راهنمايي و رانندگي و يا پليس راه تسهيل گردد. دارندگان وسايل نقليه مذكور ملزم به به‌كارگيري ابزارهاي فوق مي‌باشند.
        تبصره2ـ دادن بار يا مسافر و يا ارائه هرگونه خدمات به دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمه‌نامه شخص ثالث معتبر، از سوي شركتها و مؤسسات حمل و نقل بار و مسافر درون‌شهري و برون‌شهري ممنوع است. نظارت بر حسن اجراء اين تبصره بر عهده وزارتخانه‌هاي كشور و راه و ترابري مي‌باشد تا حسب مورد شركتها و مؤسسات متخلف را به مراجع ذي‌صلاح معرفي و تا زمان صدور رأي از ادامه فعاليت آنها جلوگيري به عمل آورند.
        تبصره3ـ ارائه هرگونه خدمات به دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني فاقد بيمه‌نامه شخص ثالث معتبر، توسط راهنمايي و رانندگي، دفاتر اسناد رسمي و سازمانها و نهادهاي مرتبط با امر حمل و نقل ممنوع مي‌باشد. دفاتر اسناد رسمي مكلفند هنگام تنظيم هرگونه سند در مورد وسايل نقليه موتوري زميني موضوع اين قانون، مشخصات بيمه‌نامه شخص ثالث آنها را در اسناد تنظيمي درج نمايند.
        ماده20ـ دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني كه از خارج وارد ايران مي‌شوند در صورتي كه خارج از كشور مسؤوليت خود را نسبت به حوادث ناشي از وسايل نقليه موضوع اين قانون به موجب بيمه‌نامه‌اي كه از طرف بيمه مركزي ايران معتبر شناخته مي‌شود بيمه نكرده باشند، مكلفند هنگام ورود به مرز ايران مسؤوليت خود را بيمه نمايند. همچنين دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني ايراني كه از كشور خارج مي‌شوند موظفند هنگام خروج، مسؤوليت خود را در مقابل خساراتيكه بر اثر حوادث وسيله نقليه مذكور به سرنشينان آن وارد شود تا حد ديه يك مرد مسلمان در ماههاي حرام بيمه نمايند در غير اين‌صورت از تردد وسايل مزبور توسط مراجع ذي‌ربط جلوگيري به عمل خواهد آمد.
        ماده21ـ محاكم قضائي موظفند در حوادث رانندگي منجر به خسارت بدني، بيمه‌نامه شخص ثالثي را كه اصالت آن از سوي شركت بيمه ذي‌ربط كتباً مورد تأييد قرار گرفته است تا ميزان مندرج در بيمه‌نامه به عنوان وثيقه قبول نمايند.
        ماده22ـ محاكم قضائي مكلفند در جلسات رسيدگي به دعاوي مربوط به حوادث رانندگي، حسب مورد شركت بيمه ذي‌ربط و يا صندوق تأمين خسارت‌هاي بدني را جهت ارائه نظرات و مستندات خود دعوت نمايند و پس از ختم دادرسي يك نسخه از رأي صادره را به آنها ابلاغ كنند.
        ماده23ـ ادارات راهنمايي و رانندگي و پليس راه موظفند نسخه‌اي از گزارش مربوط به حوادث رانندگي منجر به خسارات بدني ناشي از وسايل نقليه موضوع اين قانون را علاوه بر ذي‌نفع، حسب مورد به بيمه‌گر مربوط و يا صندوق تأمين خسارتهاي بدني ارسال نمايند.
        ماده24ـ نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران موظف است ترتيبي اتخاذ نمايد كه امكان دسترسي به بانكهاي اطلاعاتي آن نيرو در ارتباط با مواردي از قبيل مشخصات وسايل نقليه موتوري زميني، گواهينامه‌هاي صادر شده و همچنين سوابق تخلفات و تصادفات رانندگان، از طريق سيستم رايانه‌اي براي بيمه مركزي ايران و شركتهاي بيمه‌گر فراهم گردد.
        ماده25ـ شركتهاي بيمه مجاز به فعاليت در رشته بيمه موضوع اين قانون موظفند با استفاده از تجهيزات و سيستم‌هاي رايانه‌اي مناسب، كليه اطلاعات مورد نياز بيمه مركزي ايران در رابطه با بيمه‌نامه‌هاي صادرشده و خسارتهاي مربوط به آنها را به صورت مستمر به بيمه مركزي ايران منتقل نمايند.
        ماده26ـ بيمه مركزي ايران موظف است ترتيبي اتخاذ نمايد كه امكان دسترسي به اطلاعات مذكور در مواد (24) و (25) اين قانون براي كليه شركتهاي بيمه ذي‌ربط و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران فراهم گردد.
        ماده27ـ شركتهاي بيمه موظفند بيست درصد (20%) از سود عمليات بيمه‌اي خود در بخش بيمه شخص ثالث وسايل نقليه موضوع اين قانون را به حسابي كه از طرف بيمه مركزي ايران تعيين مي‌شود واريز نمايند. بيمه مركزي ايران موظف است باهمكاري وزارت راه و ترابري و راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، مبالغ مذكور را در اموري كه موجب كاهش حوادث رانندگي و خسارتهاي ناشي از آن مي‌شود هزينه نمايد. نحوه تعيين سود عمليات بيمه‌اي رشته‌هاي مذكور به پيشنهاد بيمه مركزي ايران پس از تأييد شوراي عالي بيمه به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد. وضع هرگونه عوارض ديگر بر بيمه موضوع اين قانون ممنوع مي‌باشد.
        ماده28ـ بيمه مركزي ايران موظف است بر حُسن اجرا اين قانون نظارت نمايد و در صورت عدم اجراء مفاد آن از سوي هر يك از شركتهاي بيمه، حسب مورد متخلف را به پرداخت جريمه نقدي حداكثر تا مبلغ ده برابر حداقل تعهدات بدني موضوع ماده (4) اين قانون ملزم نموده و يا با تأييد شوراي عالي بيمه پروانه فعاليت شركت مذكور را در يك يا چند رشته بيمه براي مدت حداكثر يك سال تعليق نمايد و يا با تأييد شوراي عالي بيمه و تصويب مجمع عمومي بيمه مركزي ايران پروانه فعاليت آن شركت را در يك يا چند رشته بيمه به طور دائم لغو كند. جريمه موضوع اين ماده به حساب صندوق تأمين خسارتهاي بدني واريز خواهدشد.
        تبصره ـ در كليه موارد بيمه مركزي ايران نظر مشورتي و تخصصي اتحاديه (سنديكاي) بيمه‌گران ايران را قبل از صدور حكم اخذ خواهدنمود. چنانچه اتحاديه (سنديكا) ظرف مدت پانزده روز از تاريخ دريافت نامه بيمه مركزي ايران كتباً نظر خود را اعلام نكند بيمه مركزي ايران رأساً اقدام خواهدنمود.
        ماده29ـ آئين‌نامه‌هاي اجرائي اين قانون ظرف سه ماه توسط بيمه مركزي ايران تهيه و به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيأت وزيران خواهدرسيد. تا زماني كه آئين‌نامه‌هاي جديد به تصويب نرسيده باشد آئين‌نامه‌هاي قبلي كه مغاير با مفاد اين قانون نباشد لازم‌الاجراء است.
        ماده30ـ قانون بيمه مسؤوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث (مصوب1347) و كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون لغو مي‌گردد. هرگونه نسخ يا اصلاح مواد اين قانون بايد صريحاً در قوانين بعدي قيد شود.
        قانون فوق مشتمل بر سي ماده و بيست و پنج تبصره در جلسه مورخ شانزدهم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم(85) قانون‌اساسي جمهوري‌اسلامي‌ايران تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمايشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ 16/5/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي لاريجاني

+ نوشته شده در 10:38 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
شنبه بیست و نهم تیر 1387
قانون نحوه اجرای اصل (49) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب 17/5/1363

بخش اول: تعاریف و مقررات خاصه

ماده 1 — اصطلاحات مذکور در این قانون که در قوانین دیگر تعریف نشده به شرح زیر می باشد:

1- "ربا" بر دو نوع است:

الف: ربای قرضی قرضی و آن بهره ایست که طبق شرایط یت بنا بر روال مقرض از مقترض دریافت نماید.

ب: ربای معاملی و آن "زیاده" ای است که یکی از طرفین معامله زائد بر عوض یا معوض از طرف دیگر دریافت کند به شرطی که عوضین مکیل یا موزون و عرفا یا شرعا از جنس واحد باشند.

2- "زمین رها شده" زمین مسبوق به احیایی است که مالک آن اعراض کند.

تبصره- اعراض مالک باید در دادگاه ثابت شود.

3- "مباحات اصلی" اموالی است که مالک و سابقه احیا و تحجیر و حیازت نسبت به آن معلوم نباشد.

4- "سو استفاده از موقوفات" عبارت است از تحصیل ثروت ناشی از دخالت در وقف بر خلاف ترتیبی که شرع معین نموده باشد.

5- "سواستفاده از مقاطعه کاریها و معاملات دولتی" عدم رعایت قوانین و مقررات و شرایط در قراردادهایی است که بین دولت و اشخاص حقیقی و حقوقی منعقد شده و موجب درآمد نامشروع شده باشد و یا اینکه در اثر اعمال نفوذ و روابط، معامله یا قراردادی بر خلاف شرع و مصالح مسلم امت اسلامی انعقاد یافته باشد.

بخش دوم- در ترتیب رسیدگی و مقررات عمومی

ماده2 — دارایی اشخاص حقیقی و حقوقی محکوم به مشروعیت و از تعرض مصون است مگر در مواردی که خلاف آن ثابت شود.

ماده3 — به منظور اجرای اصل چهل و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شورای عالی قضایی موظف است در مرکز هریک از استانهای کشور و شهرستانهایی که لازم بداند شعبه یا شعبی از دادگاه را جهت رسیدگی و ثبوت شرعی دعاوی مطروحه معین نماید.

ماده4 — در اجرای ماده 3 این قانون هر یک از وزارتخانه ها، سازمان ها و شرکت ها و دستگاههای دولتی و وابسته به دولت و شهرداری ها موظف اند سوابق همه وزراء ، معاونان، مدیران کل وزارتخانه و استان، ذیحساب ها، استانداران، فرمانداران، شهرداران، روساء و مدیریت ها و سرپرست ها سازمان ها و شرکت ها و حسب مورد پرونده های طرفین قراردادها و مقاطعه کاری ها و سوء استفاده ها و تبانی های غیرقانونی و افراد وعوامل حیف و میل بیت المال را بررسی و هرگاه به موارد مشمول اصل(49) قانون اساسی برخورد نمودند به صورت شکایت،دادخواست و یا گزارش در محاکم قضایی صالحه طرح نماید.

تبصره ــ نسبت به موارد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (22/11/1357) دستگاه های فوق الذکر موظف اند حداکثر ظرف مدت یک سال پس از تصویب این قانون شکایت و یا دادخواست و یا گزارشات را تهیه و تقدیم محاکمه صالحه نمایند.

ماده 5 ــ دادستان موظف است راسا نسبت به اموال و دارایی اشخاص حقیقی یا حقوقی در موراد زیر که آنها را با توجه به دلایل و امارات موجود نامشروع و متعلق به بیت المال یا امور حسبیه تشخیص دهد از دادگاه صالح رسیدگی و حکم مقتضی را تقاضا نماید.

تبصره ــ در مورد اصل (49) نسبت به دعاوی شخصی پس از شکایت شاکی،دادگاه رسیدگی خواهد کرد.

1- کارمندان ساواک منحله.

2- کسانی که عضویت یا فعالیت در تشکیلات فراما سونری و ارتباط با سازمان های جاسوسی بین المللی داشته اند.

3- اعضاء و صاحبان سهام درمؤسسات و شرکت های مصادره شده به حکم دادگاه های انقلاب یا چند ملیتی و شرکت ها و مؤسسات آمریکایی و اسرائیلی و انگلیسی.

4- کلیه وزراء و معاونین آنان، استانداران، سفرا، وزیران مختار، رؤسای کل بانک مرکزی و مدیران کل بانک های خصوصی و دولتی، مدیران عامل سازمان های دولتی و مؤسسات وابسته به دولت، مدیران کل ثبت اسناد و املاک و اوقاف و روسای گمرک در رژیم گذشته.

5- نمایندگان مجلسین شورای ملی و سنای سایق.

6- رژسای دیوان عالی کشور، دادستان های کل کشور، رژسای دادرسی و دادستان ارتش در رژیم گذشته.

7-امرای ارتش و ژاندارمری و شهربانی و جانشینان آنان در رژیم گذشته.

8- اشخاصی که در رژیم سابق مجری یا ناظر بر اجرای طرح مراکز و ساختمان های اختصاصی نظیر زندان ها،مراکز اطلاعاتی ، پایگاه های سری، کاخ ها، مراکز ساواک بوده اند و کلیه مقاطعه کاران و شرکت های مهندسی مشاور که خارج از میزان مقرر و بدون رعایت ضوابط ظرفیت ارجاع کار در یک گروه یا درجه بندی خاص، ظرفیت ارجاع کارشناسان تغییر داده شده است.

9- صاحبان قمارخانه ها ، کازینوها، کاباره ها و دایره کنندگان اماکن فحشاء و فساد و مراکز تولید و توزیع مواد غذایی و کالای حرام.

10- صاحبان سینما و تئاتر و استودیو در رژیم سابق.

11- شرکت های پیمانکاری و ساختمانی،مهندسی مشاور ، بازرگانی،صنعتی و امثال آنها از خانواده و اقربای پهلوی و یا اقربای درجه یک مقامات مملکتی به شرح مندرج در قانون منع مداخله کارکنان دولت مصوب 1337 در آن صاحب سهام بوده اند.

12- کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که دارای نمایندگی انحصاری شرکت های بازرگانی خارجی بوده و به امر صادرات یا واردات کالا بالمباشره یا مع الواسطه اشتغال داشته اند.

13- اشخاص حقیقی یا حقوقی که مبادرت به فروش یا تصاحب ارضی موات و مباحات اصلی نموده اند.

ماده 6- اشخاص حقیقی یا حقوقی مذکور در ماده 5 مکلف اند ظرف 3 ماه ابلاغ دادگاه صورت اموال و داراییی خود و خانواده تحت تکلف خود را به دادگاه تسلیم و رسید آن را دریافت دارند.

ماده 7 ــ در صورتی که اموال نامشروع از اموال عمومی یا انفال باشد محکوم به در اهتیار دولت جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرد.

ماده 8 ــ دادگاه پس از احراز نامشروع بودن اموال و دارایی اشخاص حقیقی و یا حقوقی در صورتی که مقدار آن معلوم باشد چنانچه صاحب آن شمخص است باید به صاحبش رد شود ولی اگر صاحب آن مشخص نیست در اختیار ولی امر قرار داده می شود ولی اگر مقدار آن معلوم نباشد چنانچه صاحب آن مشخص است باید با صاحب مال مصالحه نماید ولی اگر صاحب آن مشخص نیست باید خمس مال را در اختیار ولی امر قرار داد.

ماده 9 ــ اگر در ضمن دادرسی معلوم گردد که اموال و دارایی نامشروع به نحوی از متصرف نامشروع منتقل به دیگری شده است و فعلاً در اختیار او نیست متصرف فعلی این اموال و دارایی بنا بر حکم ضمان ایادی متعاقبه، ضامن است و نسبت به عین مال طبق ماده (7) رفتار خواهد شد و رسیدگی به این موارد در صلاحیت دادگاه مذکور در ماده (3) این قانون خواهد بود .

تبصره 1 ــ در صورت تلف عین، کسی که مال نزد او تلف شده باید مثل یا قیمت آن را بپردازد و می تواند طبق ضوابط شرعی و قانونی به هر یک از ایادی ماقبل خود رجوع نماید.

تبصره2 ــ در صورتی که متصرف فعلی اینگونه اموال و دارایی از جمله اشخاصی باشد که نیاز او صرورتاً با استفاده از مال محرز بوده و در صورت استرداد دچار عسروحرج خواهد شد،با عنایت به مصالح مجتمع اسلامی و بنا به تشخیص حاکم شرع تصمیم اتخاذ خواهد شد.

ماده 10 ــ اگر دادگاه احراز کنند که ثروت نامشروع از ارتکاب جرم حاصل شده است مجرم را به مجازات لازم محکوم می کند مشروط بر اینکه در مورد اشخاص مذکور قبلاً رأی صادر نشده و یا اینکه مشمول عفو مقام رهبری واقع نشده باشد.

ماده 11- مشروعیت مالکیت ورثه بر میراث اشخاص مذکور در ماده (5) این قانون، فرع بر مشروع بودن مالکیت مورث بر اموال است.

ماده 12 ــ در موارد هبه و صلح و تعهد به نفع شخص ثالث و نظایر آن اگر ثابت شود که غرض واهب، مصالح ،تعهد و غیر وآنها دادن رشوه یا تبانی جهت حیف و میل ثروت های عمومی و دولتی و یا تقلب نسبت به قانون بوده است اموال ناشی از اعمال فوق نامشروع محسوب می گردد.

ماده 13 ــ در صورتی که دادگاه احراز کند که شکایت شاکی از روی سوء نیت و بر خلاف واقع است شاکی به مجازات مفتری محکوم خواهد شد و با گذشت مفتری علیه تعقیب یا اجرای مجازات موقوف می گردد.

ماده 14 ــ هر گونه نقل و انتقال موضوع اصل (49) قانون اساسی به منظور فرار از مقررات این قانون پس از اثبات باطل و بلا اثر است. انتقال گیرنده در صورت مطلع بودن و انتقال دهنده به مجازات کلاهبرداری محکوم خواهند شد.

ماده 15 ــ هر نوع عوض مأخوذ بابت هر گونه انتقال اموال موضوع اصل (49) قانون اساسی در حکم مال نامشروع است.

لطفا جهت دریافت ادامه مطالب قوانین و مقررات از طریق دریافت فایل PDF اقدام نمائید....

+ نوشته شده در 1:24 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
پنجشنبه نهم خرداد 1387
مصوبات جدید
اصلاحيه ماده 20 آيين‌نامه سجل قضايي مصوب 2/11/1384


شماره1832/87/1 25/2/1387

مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور

به پيوست يك نسخه اصلاحيه ماده 20 آيين‌نامه سجل قضايي مصوب 2/11/1384 به شماره 1761/87/1 ـ 24/2/1387 كه به تأييد و توشيح رياست معظم قوه قضاييه نيز رسيده، جهت درج در روزنامه رسمي كشور ارسال مي‌گردد.

شماره1761/87/1 24/2/1387

اصلاحيه ماده 20 آيين‌نامه سجل قضايي مصوب 2/11/1384

ماده20 آيين‌نامه سجل قضايي مصوب 2/11/1384 به شرح زير اصلاح و جايگزين ماده قبلي مي‌گردد:
ماده20ـ با توجه به دسترسي به سوابق كيفري افراد از طريق شبكه سراسري رايانه بانك اطلاعات متمركز پليس آگاهي كشور و تسريع در صدور گواهي عدم سوء پيشينه، از اين پس متقاضيان مي‌توانند علاوه بر دادسراي محل صدور شناسنامه خود به ساير دادسراهاي عمومي و انقلاب نيز مراجعه نمايند و اين مراجع مجاز به صدور برگ گواهي مذكور و تسليم آن به متقاضي مي‌باشند.
ايرانيان مقيم خارج هم علاوه بر ترتيب بالا مي‌توانند از طريق نمايندگي‌هاي جمهوري اسلامي ايران اقدام كنند. هزينه صدور گواهي عدم سوء پيشينه كيفري مطابق قانون خواهدبود.

رئيس قوه قضائيه ـ سيدمحمود هاشمي‌شاهرودي





رئيس حوزه رياست قوه قضائيه ـ موحدي
 

+ نوشته شده در 0:59 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
پنجشنبه نهم خرداد 1387
مصوبات جدید
قانون شمول قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور مصوب1367
 

جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

عطف به نامه شماره 43550/30256 مورخ 7/8/1383 در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون شمول قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور مصوب1367 بر جانبازان و آزادگان انقلاب و جنگ تحميلي و معلولين عادي نيروهاي نظامي و انتظامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح كه با عنوان لايحه تسري قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور ـ مصوب1367 به جانبازان و آزادگان انقلاب و جنگ تحميلي و معلولين عادي نيروهاي نظامي و انتظامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، با تصويب در جلسه علني روز سه‌شنبه مورخ 10/2/1387 و تأييد شوراي محترم نگهبان، به پيوست ابلاغ مي‌گردد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل

شماره26003 30/2/1387

وزارت كشور ـ وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح

قانون شمول قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور مصوب1367 بر جانبازان و آزادگان انقلاب و جنگ تحميلي و معلولين عادي نيروهاي نظامي و انتظامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح كه در جلسه علني روز سه‌شنبه مورخ دهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 18/2/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 10123/264 مورخ 23/2/1387 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده است، به پيوست جهت اجراء ابلاغ مي‌گردد.

رئيس جمهور ـ محمود احمدي‌نژاد

قانون شمول قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور مصوب1367 بر جانبازان و آزادگان انقلاب و جنگ تحميلي و معلولين عادي نيروهاي نظامي و انتظامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح

ماده واحده ـ مفاد قانون نحوه بازنشستگي جانبازان انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي و معلولين عادي و شاغلين مشاغل سخت و زيان‌آور مصوب 1/9/1367 شامل جانبازان و آزادگان انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و معلولين عادي نيروهاي نظامي و انتظامي و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و سازمانهاي وابسته نيز خواهدبود.
قانون فوق مشتـمل بر ماده واحده در جلسه علني روز سه‌شنبه مورخ دهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 18/2/1387 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل
 

+ نوشته شده در 0:58 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
آيين‌نامه نظام بانكداري الكترونيكي

آيين‌نامه نظام بانكداري الكترونيكي


وزارت امور اقتصادي و دارايي ـ وزارت دادگستري ـ وزارت آموزش و پرورش ـ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري ـ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ـ وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ وزارت صنايع و معادن ـ وزارت بازرگاني ـ وزارت كشور ـ وزارت راه و ترابري بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ـ سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

هيئت وزيران در جلسه مورخ 22/12/1386 بنا به پيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارايي و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و به استناد جزء (4) بند « ج» ماده (10) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران ـ مصوب 1383ـ ، آيين‌نامه نظام بانكداري الكترونيكي را به شرح زير تصويب نمود:

آيين‌نامه نظام بانكداري الكترونيكي

ماده1‌ـ در اين آيين‌نامه اصطلاحات به شرح زير به كار رفته‌اند:
الف ـ بانك: كليه بانكهاي دولتي و غيردولتي.
ب ـ دستگاه‌هاي اجرايي: دستگاههاي مشمول ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه و نهادهاي عمومي غيردولتي از جمله شهرداريها و سازمان تامين اجتماعي.
ج ـ بانك مركزي: بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران.
د ـ تراكنش: يك پيام الكترونيكي كه بنا به تقاضاي مشتري در يكي از درگاههاي ارائه خدمات بانكي نظير خودپرداز و يا پايانه فروش، ايجاد و به شبكه الكترونيكي بانكي ارسال مي‌شود.
هـ ـ بانكداري همراه (معادل mobile banking): ارائه خدمات بانكي غيرحضوري از طريق سامانه‌هاي تلفن همراه.
وـ بر خط (معادل On line): هر گونه تراكنشي كه تكميل آن مستلزم ارتباط بدون وقفه با سامانه‌هاي رايانه‌اي مركزي براي سنجش اعتبار و صحت تراكنش باشد.
زـ برون خط (معادل off-line): هر گونه تراكنشي كه تكميل آن بدون نياز به تعامل با سامانه‌هاي رايانه‌اي مركزي براي سنجش اعتبار و صحت تراكنش ميسر باشد.
ح ـ پايانه فروش (معادل (Eft/pos) Electronic fund transfer/point of sale): دستگاهي كه با پذيرش كارت بانكي مي‌تواند امكاني را فراهم كند كه وجه به‌صورت الكترونيكي از حساب دارنده كارت به حساب فروشنده منتقل شود.
ط ـ پرداخت حضوري الكترونيك: پرداخت به وسيله انجام تراكنش بين يك ابزار شناسايي فيزيكي (نظير كارت) و يك ابزار پذيرش فيزيكي (نظير پايانه فروش) كه به صورت الكترونيكي و بدون مراجعه به شعبه يا واحد بانكي صورت پذيرد.
ي ـ پرداخت غيرحضوري الكترونيك: پرداخت به وسيله انجام تراكنش بين يك ابزار شناسايي مجازي (نظير شناسه و رمز اينترنتي) و يك درگاه پذيرش مجازي (نظير تارنماي اينترنتي) كه به صورت الكترونيكي و بدون مراجعه به شعبه يا واحد بانكي صورت پذيرد.
ك ـ حسابهاي متمركز: انواع حسابهاي بانكي كه در سامانه‌هاي رايانه‌اي مركزي يك بانك نگهداري شده و كليه شعب و واحدهاي متصل به سامانه رايانه مركزي بانك مي‌توانند بدون محدوديت فيزيكي عمليات بانكي متعارف نظير واريز و برداشت را با آن به انجام رسانند.
ل ـ خودپرداز (معادل Automated teller machine (ATM) ): دستگاهي كه با شناسايي مشتري از طريق كارت بانكي يا ابزارهاي شناسايي الكترونيك نظير آن تحويلداري شعبه بانكي را به صورت الكترونيكي انجام مي‌دهد.
م ـ كيف پول الكترونيكي (معادل Electronic purse): وجه ذخيره شده بر تراشه الكترونيكي كه همانند اسكناس و مسكوك به خودي خود داراي ارزش بوده و قابليت انجام تراكنش برون خطي را دارد.
ن ـ موافقتنامه سطح خدمت‌رساني (معادل:((SLA) service level Agreement) موافقتنامه‌اي كه بين خدمت‌‌دهنده و خدمت‌گيرنده امضا مي‌شود و مواردي چون تعريف، حداقل شاخصهاي كيفيت و اولويتهاي خدمت و همچنين مسؤوليتها، تضمينها و جرايم ناشي از عملكرد ضعيف خدمت‌دهنده را در بر مي‌گيرد.
ماده2ـ بانك مركزي تعيين راهبردها و راهبري زير ساختهاي نظام جامع پرداخت و بانكداري الكترونيكي را بر عهده دارد. بانكها و دستگاههاي اجرايي كشور موظفند در طرحهايي كه به هر شكل متضمن دريافت و پرداخت الكترونيكي و وجوه بين بانكي باشد، مطابق با استانداردها و دستورالعمل تدوين شده توسط اين بانك عمل نمايند.
ماده3ـ به منظور توسعه بانكداري الكترونيك، بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي موظفند با همكاري دستگاههاي اجرايي به خصوص وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، زمينه‌هاي لازم را جهت ايجاد زير ساختهاي برنامه‌هاي توسعه بانكداري الكترونيك مانند امور مخابراتي و ارتباطي در بانكها فراهم آورند.
ماده4ـ بانك مركزي موظف است با همكاري وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، تمهيدات لازم را جهت تأمين امنيت بانكداري الكترونيكي فراهم آورد. مسئوليت برقراري امنيت بانكداري الكترونيكي بر اساس استانداردهاي بين‌المللي بر عهده بانك مركزي است. اين امر نافي مسئوليت بانكها درخصوص برقراري امنيت بانكداري الكترونيك نبوده و تبعات ناشي از آن بر عهده بانكها مي‌باشد.
ماده5 ـ به منظور ترغيب به استفاده خدمات بانكداري الكترونيك، بانك مركزي موظف است همزمان با ابلاغ اين آيين‌نامه نسبت به كاهش تدريجي سهم كارمزد شتاب از كارمزد خدمات بانكداري الكترونيك اقدام نمايد.
ماده6 ـ كليه بانكهاي كشور مكلفند تا پايان سال 1387 امكان واريز و برداشت بر خط وجوه را براي تمامي حسابهاي عندالمطالبه خود فراهم نمايند. ضمناً بانكها مكلفند ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه نسبت به ايجاد امكان واريز بر خط بازپرداخت وجوه اقساط تسهيلات دريافتي به شبكه بانكي توسط مشتريان اقدام نمايند.
ماده7ـ بانكها موظفند ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه، حداقل يك پايانه پرداخت غيرحضوري به غير از دستگاههاي ATM و POS نظير تلفن بانك، بانك همراه و اينترنت را با لحاظ مسايل امنيتي به گونه‌اي فعال نمايند كه قابليت نقل و انتقال الكترونيكي وجوه بين حسابهاي خود و پرداخت الكترونيكي را داشته باشند.
ماده8 ـ بانكها مكلفند تا شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه، امكانات لازم را جهت امكان پذيرش و انجام تراكنش تمامي كارتهاي خود در تمامي درگاههاي پرداخت غيرحضوري (نظير اينترنت) ساير بانكها كه مورد تأييد بانك مركزي باشند، فراهم سازند.
ماده9ـ كليه بانكهاي كشور مكلفند تا شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه امكان پرداخت تمامي قبوض اعم از قبض هزينه استفاده از خدمات (آب، برق، گاز و غيره)، عوارض و جرايم را در تمامي خودپردازهاي خود به گونه‌اي فعال نمايند كه قابليت پذيرش و انجام تراكنش كارتهاي تمام بانكها را داشته باشد.
ماده10ـ بانك مركزي مكلف است دستورالعمل صدور و راهبري كارتهاي اعتباري فراگير را كه فاقد قابليت برداشت نقدي بوده و به صورت بين بانكي قابل استفاده باشد، ظرف يك ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه به شبكه بانكي كشور ابلاغ نمايد.
ماده11ـ بانكهاي كشور مكلفند نسبت كارتهاي اعتباري به كل جمعيت را حداقل به‌شرح جدول زير حفظ نمايند:
دوره زماني : پايان سال 1387
كارتهاي اعتباري به كل جمعيت : سه درصد
دوره زماني : پايان سال 1388
كارتهاي اعتباري به كل جمعيت : سيزده درصد
دوره زماني : پايان سال 1389
كارتهاي اعتباري به كل جمعيت : بيست درصد
ماده12ـ بانك مركزي مكلف است از ابتداي سال1387 مركز داده‌اي (Data Center) مربوط به‌داده‌هاي تراكنش بانكي مشتريان و عملكردي كليه پايانه‌هاي بانكها را ايجاد نمايد.
كليه بانكهاي كشور موظفند تمهيداتي را فراهم سازند تا از زمان ايجاد مركز داده‌اي مزبور داده‌هاي ياد شده به طور مرتب در چارچوب دستورالعمل بانك مركزي به مركز داده‌اي ارسال شود.
ماده13ـ كليه بانكهاي كشور مكلفند ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه، مركز امداد(Help Desk) شبانه‌روزي (24 ساعت در روز، هفت روز هفته) خود را براي پاسخگويي به مشكلات و مسايل مشتريان ايجاد و راهبري نمايند. مراكز امداد مزبور بايد توانايي رفع سريع مشكلات مشتريان را به صورت عملياتي داشته باشند.
ماده14ـ به منظور فراگير شدن استفاده از خدمات بانكداري الكترونيكي بانكها مكلفند اطلاع‌رساني درخصوص استفاده عموم از خدمات بانكداري الكترونيكي را از طريق رسانه‌ها و همچنين از طريق شعب خود انجام دهند.
ماده15ـ به منظور ارائه شبانه‌روزي و بدون وقفه خدمات بانكي الكترونيكي به مردم، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات مكلف است ظرف يك سال پس از ابلاغ اين آيين‌نامه، زيرساخت و بسترهاي مخابراتي مناسب را مطابق با موافقتنامه سطح خدمت‌رساني (SLA) مورد نظر بانك مركزي براي كليه شعب، خودپردازها، باجه‌ها و ساير پايانه‌هاي موردنياز فعاليتهاي بانكي فراهم كند. همچنين علاوه بر توسعه شبكه‌هاي موجود، نسبت به ايجاد و به كارگيري شبكه‌هاي پشتيبان و ارائه خدمات ارتباطي اقدام نموده و به منظور توسعه امنيت موردنياز سيستمهاي بانكي، در راه‌اندازي ماهواره ملي و شبكه اينترنت ملي حداكثر تا يكسال پس از ابلاغ اين آيين‌نامه اقدام نمايد.
ماده16ـ به منظور جلب اعتماد عمومي براي استفاده از خدمات بانكي الكترونيكي و پيشگيري از ضرر و زيان ناشي از استفاده خدمات بانكي الكترونيكي، وزارت اموراقتصادي و دارايي مكلف است اقدامات لازم براي تأمين بودجه موردنياز بانكهاي دولتي جهت جبران هزينه‌هاي ريسك‌پذيري آنها (نفوذ غيرمجاز به اطلاعات حسابهاي مشتريان) را تا سقف يك‌درصد بودجه فناوري اطلاعات هر بانك به عمل آورد.
تبصره ـ بانك مركزي دستورالعمل مربوط به اين ماده را ظرف سه ماه از ابلاغ اين آيين‌نامه تهيه و ابلاغ نمايد.
ماده17ـ سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مكلف است استفاده از بانكداري الكترونيكي (به ويژه پرداخت الكترونيكي) را به عنوان الگوي رفتاري در برنامه‌هاي خود مورد تأكيد قرار دهد. سازمان مذكور به منظور آشنايي عموم با امكانات جديد فراهم شده توسط شبكه بانكي مكلف است درخصوص پيامهاي بازرگاني با محتواي آموزشي مربوط به موضوع بانكداري الكترونيكي (به ويژه پرداخت الكترونيكي) تسهيلات فرهنگي ويژه قايل گردد.
تبصره ـ پيام‌هاي بازرگاني فوق‌الذكر از بيست درصد پيامهاي بازرگاني هر بانك در سال تجاوز ننمايد.
ماده18ـ وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مكلفند پس از ابلاغ اين آيين‌نامه با استفاده از بسته‌هاي آموزشي بانكداري الكترونيكي تدوين شده توسط بانك مركزي، محتواي آموزشي مناسب درخصوص مفاهيم و كاربردهاي بانكداري و پرداختهاي الكترونيكي را در برنامه‌هاي آموزشي خود در سال 1387 بگنجانند.
ماده19ـ وزارتخانه‌هاي اموراقتصادي و دارايي، بازرگاني و ارتباطات و فناوري اطلاعات مكلفند تمهيدات لازم را با هماهنگي تمامي اصناف درخصوص پذيرش كارتهاي صادر شده شبكه بانكي كشور، از طريق پايانه‌هاي حضوري و غيرحضوري به گونه‌اي فراهم كنند كه تا پايان سال 1387 اصناف تحت پوشش، امكان دريافت وجه كالا و خدمات را از طريق كارت داشته و خدمات خود را بدون تبعيض به دارندگان كارت ارائه كنند. اصناف مكلفند از ابتداي سال 1388 بدون دريافت وجه اضافي از دارندگان كارت نسبت به پذيرش كارتهاي بانكي به‌عنوان ابزار پرداخت وجه كالا و خدمات اقدام نمايند. وزارت بازرگاني ضمن هماهنگي با بانك مركزي بر حُسن اجراي اين ماده نظارت خواهد نمود.
ماده20ـ كليه دستگاههاي اجرايي كه بابت خدمات يا اختيارات قانوني خود از مراجعان وجه دريافت مي‌كنند، مكلفند ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه از طريق امكانات شبكه بانكي كشور نسبت به فراهم آوردن امكان پرداخت الكترونيكي حضوري و غيرحضوري بابت موارد ياد شده اقدام نمايند. دستگاه مربوط در صورت لزوم بودجه لازم را در بودجه سنواتي لحاظ خواهد نمود.
ماده21ـ كليه دستگاههاي اجرايي مكلفند معادل كمكهاي غيرنقدي خود به كاركنان را از ابتداي سال 1387 از طريق كارتهاي بانكي فاقد قابليت برداشت نقد و قابل استفاده از طريق پايانه‌هاي فروش و درگاههاي پرداخت اينترنتي ارائه نمايند.
ماده22ـ كليه دستگاههاي اجرايي به خصوص وزارتخانه‌هاي كشور، بازرگاني و راه و ترابري مكلفند ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه درخصوص ايجاد و راهبري سامانه‌هاي پذيرش كيف پول الكترونيكي در محلهايي كه پرداخت سريع وجه موردنياز باشد، نظير سامانه‌هاي حمل و نقل درون‌ و برون شهري (تاكسي، اتوبوس، مترو و غيره)، مراكز اخذ عوارض و مانند آنها، اقدامات لازم را با هماهنگي بانك مركزي و با همكاري شبكه بانكي كشور به عمل آورند. كارتهاي حاوي كيف پول الكترونيكي بايد توسط شبكه بانكي كشور صادر شده و با داشتن قابليت انجام تراكنش سريع و برون خطي در تمامي پايانه‌هاي بانكي مجاز كشور امكان تراكنش داشته باشند. همچنين شبكه بانكي كشور مكلف است حسب نياز دستگاههاي موضوع اين ماده، خدمات مربوط به پذيرش و صدور كارتهاي مزبور را به انجام رساند.
ماده23ـ به منظور فراهم آوردن ويژگيهاي امنيتي كامل‌تر در عمليات بانكداري الكترونيكي و امكان ارائه خدمات بيشتر به دارندگان كارتهاي بانكي، بانكها موظفند ظرف سه‌ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه برنامه زمان‌بندي صدور و جايگزيني كارتهاي دوگانه (هوشمند و مغناطيسي) را مطابق با مشخصات و استانداردهاي اعلام شده از جانب بانك مركزي براي مشتريان به بانك مركزي اعلام نمايد، به طوري كه اين كارتها، جايگزين تمامي كارتهاي قبلي شده و بتواند تمامي خدمات ساير كارتهاي بانكي را ارائه نمايند.
ماده24ـ به منظور به روزآوري و شفاف سازي حسابهاي دولتي (منابع، مصارف، هزينـه، درآمد) وزارت اموراقتـصادي و دارايي (خـزانه‌داري كـل كشور) مو‌ظـف است نسبت به تبديل كليه حسابهاي دولتي به حسابهاي متمركز و برخط در سراسر كشور و ايجاد امكان جمع‌آوري الكترونيكي كليه وجوه واريزي به حسابهاي فوق در بانك، حداكثر تا شش ماه پس از ابلاغ اين آيين‌نامه اقدام نمايد.
ماده25ـ در اجراي تبصره (4) بند « ط» ماده (33) قانون برنامه چهارم توسعه، به‌منظور رفع سريع مشكلات احتمالي استفاده‌كنندگان از خدمات بانكداري الكترونيكي در سطح كشور، وزارت دادگستري موظف است ساز و كارهاي لازم به منظور راه‌اندازي دادگاههاي خاص بانكداري الكترونيكي را به قوه قضاييه ارائه نمايد.
ماده26ـ به منظور حمايت از صنايع داخلي، وزارت صنايع و معادن موظف است به‌گونه‌اي برنامه‌ريزي نمايد كه امكان توليد تجهيزات پرداخت الكترونيكي POS) ، ATM، كيوسك ارائه خدمات و بانكداري همراه) موردنياز برنامه جامع توسعه بانكداري الكترونيكي با كيفيت مناسب در كشور فراهم شود.
ماده27ـ مسئوليت نظارت برحُسن اجراي اين آيين‌نامه برعهده بانك مركزي بوده و مفاد آن نافي وظايف و اختيارات آن بانك درخصوص گسترش و اجراي مطلوب بانكداري الكترونيك نمي‌باشد. بانك مركزي گزارش پيشرفت اين آيين‌نامه را به همراه نحوه همكاري دستگاههاي اجرايي، هر سه ماه يك بار به هيئت وزيران ارائه مي‌دهد.


معاون اول رئيس جمهور ـ پرويز داودي
 

+ نوشته شده در 2:7 قبل از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.
جمعه بیست و ششم بهمن 1386
بانک قوانین کشور
شاید دسترسی به همه قوانین یا امکان قانون خاصی در میان قواین کمی سخت باشه در اینجا لینکی قرار دادم که همه نیاز شما درمورد قوانین را حل کنه برای استفاده از این قسمت بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 2:28 بعد از ظهر توسط مجتبی سرمدیان.